چگونه خشم خود را مهار کنیم؟ قسمت دوم

خواه ناخواه عصبانیت بخشی از زندگی است که ازدواج هم شامل آن میشود. در حقیقت، همانطور که در مقاله قسمت اول توضیح داده شد عصبانیت احساسی است که خود خدا به انسان داده است. مشکل ما این است که عصبانیت را به خوبی مهار نمیکنیم. ما آماده ایم که به دلایل اشتباه عصبانی شویم یا به جای اینکه به دیگران و خودمان کمک کنیم، احساس خشم خود را به طرزی زیانبخش و برخورنده بروز دهیم.
شما چگونه انتقاد میکنید؟
بطور مثال یکی از دلایل نادرست برای عصبانی شدن داشتن روحیه انتقاد کردن است. شخصی عصبانی و ناسازگار تقریبا همیشه عیبجو است. چنین شخصی بطور لفظی یا موذیانه به دیگران حمله میکند. اگر شما دائما آنچه را که در دیگران میبینید نمی پسندید و دوست ندارید، شاید چنین هستید. اگر همیشه جستجو میکنید تا در دیگران عیب و نقص یا ضعفی ببینید و این ویژگیها بیش از حد توجه شما را جلب میکنند بدانید که بیش از حد ایرادگیر و کینه ای هستید. شخصی با خوی ایرادگیر یا ناسازگار شاد نخواهد شد و دیگران را از خود گریزان خواهد کرد.
آیا شما اینگونه هستید؟ از خود بپرسید: آیا اکثر اوقات در فکر خود مشغول عیبجویی از دیگران هستید و کمتر به نقاط قوت آنها توجه میکنید؟ آیا دیگران کارهایی میکنند که موجب آزار و اذیت شما میشود به حدی که احساس میکنید باید چیزی به آنها بگویید؟ آیا شما درباره دیگران به طرزی موهن و تحقیرآمیز صحبت میکنید؟ آیا دیگران را تحت فشار قرار میدهید که خود را با معیارهای شما سازگار کنند تا بتوانید آسان تر آنها را بپذیرید؟

این واکنش ها نشان میدهد که شما روحیه ای ایرادگیر و ناسازگار دارید.
چرا ما انتقاد میکنیم؟ زیرا توجه را از خود ما به سمت دیگری جلب میکند. شاید انتقاد موجب میشود به بهای فدا کردن دیگران خودمان احساس بهتری داشته باشیم.
دکتر هدفیلد درکتاب خود بنام روانشناسی و روحیات مینویسد” واقعا درست است که در هنگام داوری دیگران ما داریم با صدای بلند عیبهای پنهان خود را اعلام میکنیم. ما به معایب خود جنبه شخصی میدهیم ولی با دیدن گناهانی که در پنهان به آنها خو گرفته ایم در دیگران از آنها متنفر میشویم.” او چنین ادامه میدهد که دلیل واقعی اینکه گناهان خاصی را در دیگران نکوهش میکنیم این است که همین گناهان خود ما را وسوسه میکنند. به همین دلیل است که ما چنین پرشور، سخت، با تعصب یا بدبینی دیگران را تقبیح میکنیم. به نظر میرسد خطایی که ما در مقابل آن بیش از حد نسبت به دیگران حساس هستیم، در میان گناهانی است که بیش از همه ما را به ستوه آورده است. دکتر هدفیلد مینویسد” اغلب عواطف و احساسات ما بسوی خودمان هدف گیری میشوند. به هر کسی اجازه دهید که آزادانه احساسات خود را بیان کند و سپس شاید با یقین کامل بتوانید برگردید به او بگویید که “خودت همانطور هستی” هر زمان که پیشداوری شدید، عدم تحمل، انتقاد بیش از حد و بدگمانی، در ما رخنه میکند شاید فرافکنی احساسات خودمان در شخص دیگری باشد. ما آماده ایم که استعدادهای ناخوشایند خود را در دیگران ببینیم.

برخورد نادرست با پدیده خشم

 

با اینکه روحیه منتقد برای بعضی از افراد مشکل بزرگی است، ولی مشکل بزرگتر از آن برای اکثر ما این است که احساس خشم خود را به طرز زیانباری بروز میدهیم. فرض کنید روزی را میگذرانید و هنوز در مورد هیچ کس و چیزی احساس عیبجویی نداشته اید ولی ناگاه یک احساس خشم درونی در شما راه یافته… چه باید بکنید؟ آیا باید عصبانی شوید و بگویید من همینم که هستم؟ این شانه خالی کردن و اقرار به جرم است. عصبانیت شما را خلع سلاح نمیکند مگر اینکه خودتان بخواهید و در باطن خود از این حالت انفجاری راضی باشید

واکنشهای نادرست که ما در خشم از خود بروز میدهیم معمولا به شرح زیر است:
اول اینکه مطمئن شوید که به واکنشهای عاطفی خود بی اعتنا هستید. حتی اگر از همسر خود عصبانی هستید به خودتان بگویید که احساس خشم شما به هیچ وجه در بحث تاثیری ندارد. حتی بهتر است که برای حل و فصل مشکل خود را متقاعد کنید که ناراحت و آشفته نیستید. در اینصورت کمی عرق خواهید کرد.
مطمئن شوید که خشم خود را به اصطلاح در پایین معده خود نگه داشته اید جایی که باعث دردسر فکرو سرشما نخواهد شد. باید منطقی باشید و اجازه ندهید که همسرتان بداند که شما چه احساسی در آن لحظه دارید.
گام بعدی این است که منکر احساسات خود باشید و به این انکار ادامه دهید. دائم به خودتان بگویید” من احمق نیستم” بنابراین معده تان گره کرده و به مقدار زیادی عرق خواهید کرد. در برابر همسرتان پافشاری کنید که به هیچ وجه عصبانی نیستید. همسرتان حرف شما را باور خواهد کرد؟
همچنین اطمینان داشته باشید از اینکه فکرتان متوجه بحث مورد نظر است و اینکه چگونه میخواهید در برابر حریف تلافی کنید. روشن است که در دعوا کسی که اقدام صحیح و شیوه زیرکانه داشته باشد میتواند تمامی بحث را به نفع خود برگرداند و برنده میدان باشد و همین است که اهمیت دارد. بردن بحث آنهم از همسر خودتان، آیا کار درستی است؟؟
اگر واقعا دارید جوش میآورید شروع به سرزنش همسرتان بکنید. مطمئنا تقصیر اوست! وقتی با همسرتان جروبحث میکنید حتما صدای خود را بلند کنید. معایب او را پیدا کنید و با موشکافی زیاد و بطور مستند آنها را به رخ او بکشید.( اگر هم تونستید یک کمی مبالغه کنید). چیزهای بسیار مفید و منطقی مانند: اصلا نمیشود با تو بحث کرد، تو بسیار خودخواهی، تو هرگز گوش نمیکنی، تو درست بشو نیستی، تو فکر میکنی خدا هستی.. مگه نه؟؟ حتما به عنوان یک مسیحی خوب گفتن اینگونه سخنان نشانه محبت و صداقت شما است!!
سرانجام اینکه نگذارید احساسات برای شما تعیین تکلیف کنند. با خشم اتاق را ترک کرده و یک قرص مسکن بخورید و به این بیندیشید که همسرتان موجودی غیرمنطقی بوده و هست و خواهد بود.
روشن است که واکنشهایی بسیار نادرستی که در بالا برشمردیم بهترین نسخه برای شکست کامل یک ازدواج است. متاسفانه همه این واکنشها در میان بسیاری از زنان و شوهران عادی میباشند. رابرت مک فارلند و جان بارتن در کتاب خود بنام Learning for loving میگویند” زوجهای انگشت شماری وجود دارند که مهارتهای اجتماعی خودکفا و بلوغ عاطفی برای مبارزه سازنده به نفع ازدواجشان را داشته باشند. بنابراین ما اعتقاد داریم که اکثر زوجها نیاز فوری به پرورش و افزایش این مهارتها و قوای عاطفی دارند تا با چنین درگیریهای سازنده دست و پنجه نرم کنند. ما اعتقاد داریم که بسیاری از زوجها از ناسازگاریهای سازنده فرار میکنند زیرا یک یا هر دوی آنها احساس میکنند که اگر به اندازه کافی با هم ارتباط برقرار کنند باید تغییراتی در آنها بوجود آید.”
ولی برای رسیدن به اینجا زوجها باید مایل باشند به یکدیگر اعتماد کنند. یعنی با احساساتشان به هم اعتماد کنند و با ظرفیت برای شنیدن و احساس کردن آنچه به نظر میرسد مایه رنجش یا بر هم زننده آرامش است آماده باشند. غالبا زنها و شوهرها آنقدر مغرور هستند که به هم اعتراف نمیکنند که ناراحت، عصبانی، رنجیده یا …. هستند. و نتیجه این است که در ایجاد رابطه با یکدیگر به بن بست میرسند.

در هر صورت دوایت اسمال میگوید که ” کل تفاهم در یک رابطه صمیمانه، بر اساس اعتماد دو طرفه قرار دارد. محرم دانستن دیگری هم عاملی است که باید نسبت به آن اطمینان داشت، قبل از هر چیز باید هر دو پایه ای از اعتماد و رازگویی ایستاده باشند. اعتماد دوطرفه هنگامی رشد میکند که هر یک از دو نفر، دیگری را به عنوان شخصی حساب کند که شادی او وابسته به وی است.
و بالاخره پادزهر همه این رفتارهای نادرست چیست؟ تنها یک چیز است. اگر شوهران و بانوان مایل باشند که به احساسات خشم آلود خود به طرق درست واکنش نشان دهند در جلسه آینده آنرا بطور مفصل بررسی خواهیم کرد
صلح و شادی خداوند ما عیسای مسیح همواره با شما باشد
نویسنده” نورمن رایت
مترجم” ریتا نیسان
بازنویسی و گردآوری از” راشین سایروس