مرحمی برای زخم کهنه

آیا هرگز فکر کرده اید که شخص ناخواسته ای هستید و هیچکس شما را دوست ندارد. آیا شده بخود بگوئید که از همه چیز و همه کس خسته شدم و دیگر نمیخواهم ادامه بدهم. اگر اینطور است اجازه دهید که بشما بگویم این طرز تفکر شما صحیح نیست

و شما می توانید با شناخت صحیح از خود و حقیقت، زندگی جدیدی را آغاز نمائید. باورهای ما از حقیقت بر اساس تعداد دفعاتی شکل می گیرد که در مورد آنها شنیده ایم. باور شما در مورد خود چیست؟

آیا تا بحال شده که تصمیم بگیرید که منزل خود را به رنگ مورد علاقه خود رنگ آمیزی نمائید اما پس از صرف هزینه ای گزاف مورد سرزنش و طعنه دوستان خود قرار بگیرید و بشنوید که به شما بگویند چه کسی این بلا را سر خانه شما آورده اگر من بخواهم یک روز خانه خود را رنگ آمیزی کنم هرگز این رنگ بیخود را بکار نمی برم.

واقعیت این است که احساسات ما از طریق سخنان دیگران مورد نوازش و یا سرقت قرار میگیرد و در این میان ما خود را محکوم می کنیم بدلیل عدم اعتماد به ارزش ها و معیار های خود. اجازه بدهید داستان دیگری را خدمت شما شرح دهم این داستان دختری است که در دبیرستان محل تحصیل خود دائما از دیگران می شنید که او یک دختر احمق، خسته کننده و زشت رو است. اگر چه این دختر در مدرسه بعنوان شاگرد ممتاز شناخته شده بود و از یک خانواده تحصیل کرده می آمد که روابط والدین بر اساس عشق و علاقه و محبت می بود اما آنچه در مدرسه می شنید عاملی بود که سخت بر او تاثیر می گذاشت و باعث افسردگی او می شد. امروز این موضوع می تواند برای ما به انواع مختلف اتفاق افتد و ما به سادگی با فراموش کردن موضوعات با ارزش در زندگی خود تحت تاثیر سخنان دیگرانی قرار بگیریم که از داشتن آن بی بهره اند.

اعتماد بنفس کلیدی برای پیشرفت
اعتماد بنفس چیست؟ اعتماد بنفس در یک جمله یعنی احساس خوب در مورد خود داشتن، پذیرش خود آنطور که هستیم در ظاهر ، رفتار و طرز تفکر. بعبارت دیگر همانطورکه دکتر جان نیما در کتاب بنیان روانشانسی می گوید اعتماد بنفس یعنی قادر بودن به پذیرش خود و قبول این موضوع که فردی با ارزشم. بدین شکل ما لازم نداریم برای اثبات ارزش خود از دیگران تبعیت و یا تقلید نمائیم.
امروز به خود نگاه کنید و ببینید مشکل شما کجاست ریشه مشکل خود را پیدا کنید آیا این موضوع امری است که از جانب دیگران بشما دیکته شده و یا مشکلی است حقیقی که شما برای حل آن احتیاج به کمک دیگران دارید. همیشه این واقعیت را بخاطر بسپارید که دنیا مکانی است خطرناک اگر شما دیگر خود را نپذیرید و دوست نداشته باشید. حال بیائید برگردیم به آخر داستان آن دختری که همیشه درمدرسه مورد سرزنش و استهزا دیگران بود این دختر پس از مدتی به این راز پی برد که زیبائی و دانش در درون ماست و این موضوع بسیار مهم است که ما آنرا چطور بکار ببریم. مدتی بعد این دختر قسمتی از کتابمقدس را قرائت میکرد که ناگاه این آیه را دید:
من تو را برگزیده ام و تو را ترک نخواهم کرد. نترس چون من با تو هستم، نگران نشو زیرا من خدای تو هستم من تو را تقویت خواهم کرد و یاری خواهم داد و تو را حمایت نموده نجات خواهم بخشید (کتاب اشعیا ۴۹: ۱۰-۹ )

این جملات به او خاطر نشان کرد که او کیست و چه کسی در زندگی پشتیبان و همراه اوست. امروز اگر شما خسته اید و تصور می کنید که هیچ امیدی برای شما نیست این خدا در عیسی مسیح می تواند بعنوان یک دوست شما را ملاقات کند و با شما روبرو گفتگو کند و بشما بگوید که چقدر شما برای او با ارزش و پر اهمیت هستید. اگر مایل هستید می توانید الحال او را به زندگی خود دعوت کنید و مشکلات و مسائل خود را با او در میان بگذارید و از او بخواهید که کنترل زندگی شما را در دست خود بگیرد.
برای اینکار شما می توانید بگوئید ای عیسی مسیح به قلب من بیا و مرا در زندگی رهنمون شو. اجازه دهید تا او تمام بارهای سنگین گذشته شما را بجای شما حمل کند تا شما در حضور او آرام بکیرید و زندگی جدیدی را آغاز نمائید.
آگر این دعا به شما کمک کرد خوشحال خواهیم شد که از شما بشنویم و در شادی شما شریک گردیم و چنانچه در این زمینه سئوالی و یا سئوالاتی داشته می توانید آنرا برای ما ارسال نمائید تا در اولین فرصت به آنها جواب لازم را بدهیم.

منبع : خانواده مسیحی