نیاز حقیقی شما چیست؟

امروز می خواهم به نیاز چند شخص در کتاب مقدس اشاره کنم:

زن سامری
شاید داستان زن سامری را از دیدگاههای مختلف مطالعه کرده اید. ولی امروز می خواهم در مورد نیاز این زن صحبت کنم. این زن فکر می کرد که نیازش در لحظه ای که با مسیح روبرو شده این است که دیگر زحمت نکشد و در گرمای نیمروز سر چاه نیاید و آب بکشد. شاید امروز احتیاجی که برای خود می بینید مانند این زن سامری خنده دار باشد. او در برابر ثروتمندترین و پرقدرت ترین شخص قرار گرفته بود و چه چیزی می خواست؟ آیا برای شما خنده دار نیست.
گاهی اوقات ما نیز در برابر این شاه شاهان نیازهایی را می آوریم که اگر با دید باز نگاه می کردیم، خیلی خنده دار تر از این زن سامری می نمود.
این زن از نیاز اساسی خود فرار می کرد و نمی خواست آن را آشکار سازد. هر دفعه که مسیح دست بر روی نیاز اصلی او گذاشت او موضوع دیگری را به میان آورد. بعضی از ما نیز اینچنین هستیم. نمی خواهیم آبرو و حیثیتمان بر باد رود و از شاخه ای به شاخه ای می پریم و فراموش می کنیم که خدا از همه چیز دل ما آگاه ست.
زن با مرض خونریزی
این زن نیاز به شفا داشت و نیاز خود را خوب می دانست. وقتی به حضور عیسی مسیح آمد، تنها آرزوی او این بود که این مرض دیرینه او که او را عذاب می داد شفا یابد.
امروز شاید نیاز تو بیماری ای است که داری…
عیسی مسیح شفادهنده اعظم و طبیب اعظم اینجا حضور دارد تا تو را لمس کند و شفا بخشد.
لجئون
لجئون دیوزده ای بود که احتیاج داشت از دیوهایش رهایی یابد. بعضی هستند که از ارواح پلید ضربه می خورند و شب و روز ندارند.انسان به خاطر گناهی که در قلبش است اسیر شیطان شده و شیطان در قلب انسانها دیوهایش را قرار داده تا آنها را عذاب دهند. دیوهای مختلف وجود دارند: دیو شهوت، دیو حسادت، دیو طمع و غیره. مسیح می تواند هر دیوزده ای را آزاد کند.
نیقودیموس
نیقودیموس در پنهانی در شب به سراغ مسیح آمد و تمام غصه او این بود که در این پیری آیا می تواند وارد ملکوت خدا شود یا نه؟ این موضوع مهمی است که هر انسانی با آن روبرو است. آیا شما می دانید به کجا می روید؟ آیا از ابدیت خود اطمینان دارید؟ این موضوعی است که به هر حال با آن روبرو خواهید شد. نیقودیموس به فکر یک فرمولی بود که او را به بهشت ببرد. یک شریعت یا یک قانون یا یک حکم که بتواند اجرا کند و به آسمان برود، اما مسیح به او فرمود با تلاش خود نمی توانی به آسمان بروی. تنها یک چیز لازم است و آن اینکه از سر نو مولود شوی.
اگر زندگی خود را تسلیم عیسی مسیح نکرده ای و تولد تازه نیافته ای، امروز عیسی مسیح به تو یک سری قوانین و شریعت نمی دهد. او می گوید می باید از سر نو مولود گردی.
مریم و مرتا
مرتا نیاز خود را در آشپزخانه می دید و مریم نیاز خود را در نزد پاهای مسیح می یافت. امروز شاید شما خیلی مشغول خدمت هستی و تمام مدت غصه می خوری که خدمتت چه خواهد شد و به چه نتیجه ای خواهد رسید. مانند مرتا فقط کار می کنی و مشغول هستی. آدم تنبلی نیستی و پشتکار خوبی داری ولی یک چیز را فراموش کردی که مسیح در خانه توست و از او استفاده نمی کنی.
مریم برعکس مرتا، از تمام فرصت استفاده می کند تا از مسیح آن نصیب نیکو را ببرد.
من فکر می کنم آن روز مریم راضی تر و خوشحال تر به خواب رفت تا مرتا. شما چطور؟
امروز شاید شما نیاز خود را خیلی چیزها بدانید و فکر کنید که از هر کسی بهتر نیازتان را می دانید، ولی نیاز حقیقی شما را فقط خداوند می داند. نه اطرافیان، نه پدر و نه مادر و نه دوستان بلکه فقط خود خداوند که خالق شما است و از دل شما آگاه است می تواند بگوید که نیاز شما چیست(اشعیاء ۱۵:۲۹؛ اول پادشاهان ۳۹:۸). به حضور او برو و به او بگو: خداوندا نیاز اصلی من و حقیقی من که خود من هم از آن آگاه نیستم چیست؟ او آماده است تا به تو نشان دهد و تو را شفا و نجات و آزادی ببخشد و تو را برکت دهد.
در حقیقت نیاز کلی همه انسانها عیسی مسیح است. مسیحی که بر صلیب فدا شد و روز سوم از مردگان برخاست و خدای خدایان و شاه شاهان می باشد. مسیحی که همه قدرت در آسمان و بر زمین به او داده شده است. مسیحی که تمام نیاز های ما در او به بی نیازی تبدیل می شود.
خدا شما را برکت دهد.
کشیش باباخانی