اعتماد بنفس مشکلات دیرینه انسان

اعتماد بنفس یا باور خود یکی از مشکلات دیرینه انسان است که در رابطه با آن به تفضیل سخن گفته شده است و کتاب ها نوشته اند. اما همچنان این موضوع برای بسیاری معضلی بزرگ بشمار می آید. با امید به اینکه این مقاله باعث کمک و تشویق شما گردد

انقلابی در حرکت است. ” انقلابی در درون شروع شده است ” این اصطلاح خانم گلوریا استیم می باشد که دراین رابطه کتابی را نیز به همین نام به رشته تحریر درآورده است. خانم استیم می گوید من هر چه بیشتر با مردم روبرو شده و گفتگو می کنم بیشتر متوجه این موضوع می گردم که عده کثیری از مردان و زنان در درون خود احساس نارضایتی و کمبود می کنند. احساسی که منشا آن عدم اعتماد و پذیرش خود می باشد و افراد را در زندگی با بن بست ها روبرو می کند. اعتماد بنفس معضلی است که متعلق به ملیت ویا قومی خاص نیست بلکه مشکلی است عام که هر ملیت و نژادی را می تواند در برگیرد. اما اعتماد بنفس در واقع چیست و چگونه می توان آنرا بدست آورد؟اعتماد بنفس چیست؟
یکی از ضروریات اولیه در زندگی هر فردی حس ارزشمندی و پذیرفته شدن از جانب خود می باشد. حس ارزشمندی دارای دو مقوله می باشد. اول امنیت و دوم اهمیت یا ارزشمندی، اما امنیت چیست؟ امنیت به این معنی است که خود را آنگونه که هستیم بپذیریم علی رغم آنچه که انجام میدهیم. این موضوع عاملی است که که خانم گلوریا اسیتیم در کتاب خود از آن بعنوان محور مرکزی یاد می کند. موضوعی که روانشناسان نیز از ان بعنوان موضوعی مهم یاد می کنند که درتمام دنیا مصداق دارد. یعنی دوست داشتن و پذیرفته شدن از جانب خود

اما اهمیت یا ارزشمندی چیست؟
اهمیت به این معنی است که برای زندگی خود هدف و مفهومی داشته باشم. بعبارت دیگر خود را سزاوار و شایسته آنچه که هستیم بدانم. این موقعیتی است که به ما اجازه می دهد تا در آن اعتماد بنفس را در خود بوجود می اوریم اما مشکل از جایی شروع میشود که ما با پیش فرض های غلط خود عملکردی را پیش می گیریم که تصور می کنیم می تواند به نیازامنیت و پذیرفته شدن ما (اهمیت) پاسخگو باشد. پیش فرضها یی که غالبا در دوران کودکی ما آنها را می آموزیم. انسان چنانچه پذیرفته شدن و عشق بدون شرط را در دروان کودکی تجربه نکرده باشد. بعدها بدنبال آن در جایهای دیگر میگردد. یکی دیگر از موضوعاتی که باعث می گردد پیش فرضها غلط در ذهن ما جای گیرند. نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز در دوران خردسالی می باشد که امنیت فرد را در بزرگسالی به خطر می اندازند. بطور قطع نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز تنها کلام نیست بلکه نحوه و بیان حالت آن است که می تواند تاثیر بسزایی بگذارد.

نگرش منفی، برخورد تحقیر آمیز و فشار بیش از حد بر کودکان برای انجام آنچه ما می خواهیم موضوعی است که در ذهن بسیاری از کودکان همچون کاست ضبط صوت عمل می کند و به ایشان القا می کند آنچه را والدین به آنها تعلیم داده اند. بعبارت دیگر پیش فرضی نادرست از آنچه که ایشان هستند و یا باید باشند. بنابراین این کودکان یا دائم درتلاش هستند تا به موفقیت های بیشتر دست یابند جهت امنیت واهمیت بیشتر و یا خود را بی ارزش و بی استعداد قلمداد می کنند که این طرز تفکر باعث می گردد ایشان در کارهای خود هرگز موفق نگردند. این همان موضوعی است که در بالا به اشاره کردیم یعنی پیش فرضهای غلط و آنچه که ما در اثر این طرز تفکر به آن روی می آوریم تا به نیازهای ما پاسخ دهد. غافل از اینکه تمام این محاسبات بر اساس پیش فرضهای غلطی استوار شده که دیر یا زود ( درسنین بلوغ یا بزرگسالی ) ما با روبرو می گردیم بعنوان واقعیت زندگی.

پذیرش خود و احساس ارزشمندی می توانند زیر بنای برای حس اعتماد بنفس ما باشند. آیا در زندگی شما امروز هیچکدام از پیش فرض های زیر وجود دارند. من درامنیت خواهم بود اگر

من با همسر مورد علاقه خود ازدواج کنم
من هیچوقت مورد سرزنش قرار نگیرم
من از جناب دیگران رد نشوم

در رابطه باپیش فرض های حس اهیمت( حس ارزشمندی) چطور؟ من ارزشمند و پذیرفته خواهم بود اگر

در مدرسه یا محل تحصیل از دیگران برتر باشم
در هنگامیکه آنچه را که بمن سپرده شده بهتر از دیگران ارائه دهم
دارای قدرت و توان مالی بالایی باشم
من پذیرفته شوم در گروه این و یا آن گروه مشخص

چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد
هر یک از ما بشکل خالقمان خدا خلق شده ایم بهمراه نیازهایی که در عمق وجود ما ریشه دارند. نیازهایی چون عشق و محبت، حس ارزشمندی و پذیرفته شدن، حس تعلق و وابستگی. در تمامی اینها تنها خداست که ما را خوب می شناسد و هیچ انتظاری در برابر آنها از ما ندارد. چون رابطه او با ما یک رابطه پدارانه ای است که بر پایه عشق ومحبت برقرار می باشد. محبتی دوطرفه و بدون قید وشرط. دراین محبت است که ما می توانیم رشد کرده و بدون ترس از رد شدن از حضور او با او همراه شویم. این واقعیتی است که عیسی مسیح بعنوان طبیب روح و جان در انجیل (خبر خوش) به همه آنانی که بدنبال این نوع رابطه هستنمد اعلام می دارد. بعبارت دیگر باید گفت در پاسخ به این سئوال که چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد. باید گفت، شروع رابطه ای با خالقمان خدا که حاضر شد نه تنها به نیاز های ما پاسخ دهد بلکه حتی به میان مخلوقات خود به زمین آمده و با ایشان همراه شد همانطور کلام خدا در انجیل اینطور می گوید، او (عیسی مسیح) به جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته گناه آلود ما را محو نماید. کتاب عبرانیان فصل اول آیه سوم

اما پس از شروع این رابطه و درک واقعیت در رابطه با خودمان و خالقمان خدا بعنوان شخصیت پدر و نه ارباب می توانیم حال طرز تفکر خود را نسبت به خود و اطرافیان تغییر دهیم. در حقیقت آنطور که ما فکر می کنیم همانطور عمل می کنیم بهمین دلیل لازم است تا خود و ارزش خود را آنطور که هسیتم بشناسیم. بدین شکل است که ما نیاز نداریم تا برای امنیت و ارزشمند بودن خود تلاش کنیم تا به موفقیت های بالا برسیم و آنطور که دیگران می خواهند باشیم تا پذیرفته شویم.
برای تغییر افکار خود شما نیاز دارید تا با جانشین ساختن حقیقت بجای پیش فرضها اعتماد بنفس را بدست آورید و در سطح متعارف زندگی قدم بزنید. حقیقتی که براساس رابطه شخصی و دوطرفه ما با خدا است نه یک مذهب و یا باور محض و نه حتی پذیرش یکسرس اطلاعات مذهبی بلکه زندگی با خدای زنده که عاشق شماست و برای شما از آسمان به زمین آمد تا شما نجات بخشد و به جایی راهبری کند که برای شما تدارک دیده شده است. شاید شما از گذشته رنج می برید و یا به حال خود متاسف و پشیمان هستید وتصور می کنید که برای شما هیچ راهی وجود ندارد. شاید فکر می کنید تمامی اینها کلمات زیبایی هستند که به زندگی شما مربوط نمی شوند اگر اینطور است بیایید برای یک بار هم که شده با این خدا که در عیسی مسیح به جهان ظاهر شده و حاضر است تا با شما روبرو شود درد و دل کنید واز او کمک بگیرید. اجازه دهید تا سلامتی، آرمش و آرامی او خلاهای زندگی شما را پر کند همانطور که بریا شخص من سالها پیش انجام داد و اینک نیز هر روزه با من است