مسیری متفاوت

برای به وجود آوردن تغییرات در دنیای ما، حتماً نیاز نیست که دیپلمات باشید، یا یک شخص سیاسی، مفسر امور سیاسی و بین المللی یا حتی جنگجو و
رزمنده، چیزی که لازم دارید، این است که …

برای به وجود آوردن تغییرات در دنیای ما، حتماً نیاز نیست که دیپلمات باشید، یا یک شخص سیاسی، مفسر امور سیاسی و بین المللی یا حتی جنگجو و رزمنده، چیزی که لازم دارید، این است که …

خیلی راحته که وقتی وظایفمون زیاد میشه از پا دربیاییم، اما ما در شرایط سخت باید بیاموزیم که به عنوان مامور تغییرات راه رویم.
تغییر دادن دنیای در حال سقوط ما به نظر وظیفه هولناکی است. چطور یک شخص کوچک میتواند در دنیایی که سرتاسر نفرت است صلح را ایجاد کند. فکر میکنم یک تغییر داخلی و تغییر دید و رویا چیزی است که ما بیشتر از پول و قدرت به آن نیازمندیم. اگر ما بپذیریم که نفرت چیزی نیست که خود بخود به وجود بیایید، و ثمره شرایط است، آنهم شرایطی که اغلب اوقات میتوان از آن پرهیز کرد. و قبول کنیم که قاتلان و متجاوزان نیز اینگونه به دنیا نیامده اند بلکه شرایط آنها را به این صورت در آورده است. آنگاه به وجود آوردن صلح تغییر وظیفه ای است که صورت دیگری به خود می گیرد. و این وظیفه نه تنها امید بخش است، بلکه بسیار عملی و قابل لمس نیز می باشد.
برای به وجود آوردن تغییرات در دنیای ما، حتماً نیاز نیست که دیپلمات باشید، یا یک شخص سیاسی، مفسر امور سیاسی و بین المللی یا حتی جنگجو و رزمنده، چیزی که لازم دارید، این است که بخواهید پلی برای ارتباط با دیگران بسازید. با خواست درونی و جرات و با اعتقاد به این که تغییر عملی است. اشخاص تاثیر گذار برای روند صلح از خانه های ما بر میخیزند، از همسایگان و همکارانمان نیز.

من یکی از طرفداران پر و پا قرص این قضیه هستم که تغییرات بیرونی از خواسته های درونی نشات میگیرد. دقیقاً مانند صورت ظاهری ما که نشاندهنده باطن ماست. به همین ترتیب اعتقادات ما بر تمام فکرها، کلمات و اعمال ما تاثیر میگذارند و در واقع اینها نتیجه ایمان درونی ماست. تغییر در قلب و فکر اشخاص میتواند نتایج مافوق تصور داشته باشه. در یکی از کتابهای ماهاتما گاندی اینگونه میخوانیم( شما باید نمونه زنده تغییری باشید که آرزو دارید در دنیا ببینید).

به وجود آوردن تغییرات الزاماً این نیست که پا جای پای دیگران بگذاریم یا اینکه از دیگران بیشتر سعی کنیم. بیشتر میتواند این باشد که ما باید قدمهایی برداریم که دیگران برنداشته اند، تنها به وجود آوردن تغییر نیست، بلکه انجام دادن کاری متفاوت نیز است. اگر کاری قبلاً انجام نشده است، به این معنی نیست که کسی نمی تواند آن را انجام دهد، بلکه بدین معنی است که شما میتوانید اولین نفری باشید که دست به این کار میزند. کوفی عنان سردبیر سازمان ملل اینگونه میگوید: هر قدمی که در زندگی بردارید هر چقدر کوچک و ناچیز ولی باز به حساب می آید.رابرت فراست این را فهمیده بود.
۲ راهی که در جنگل هر کدام به سویی میروند…
بر آنی قدم خواهم گذاشت که کمتر جای پا میبینم
و اینگونه تغییر ساخته خواهد شد…..

شما را دعوت میکند که یک تصمیم درونی بگیرید و تشویقتان میکنم تبدیل به پرچمدار تغییر شوید. از راهی بروید که دیگران کمتر از آن راه میروند. و کمتر در آن راه جستجو کرده اند.
سیستم اعتقادی ما عملاً بر تمام افکار ما تاثیر میگذارد. اعتقاد شما بر چه پایه ای استوار است. آیا قادرید دیگران را ببخشید و آنها را محبت نمایید.آیا خود را بخشیده اید و خود را محبت مینمایید. شاید اولین تغییری که باید انجام شود، دیدگاه شما به خودتان و دنیای اطرافتان است. شما کسی هستید که خدا دوستش دارد. خدا تو را آنقدر دوست داشت که پسر یگانه اش را داد تا شما بخشیده شوید.

به زندگی خود نگاهی بیندازید؟ چگوه آن را توصیف میکنید. در حال جنگ و مبارزه؟ در حال عجله؟ هیجان زده؟ پر از استرس و پریشانی؟ جلو رونده؟ عقب رونده؟ برای خیلی از ماها زندگی ما ترکیبی است از تمام اینها. چیزهایی است که آرزو میکنیم بتوانیم یک روز انجامشان دهیم؟ چیزهایی است که شدیداً دلمان میخواهد فراموششان کنیم. در کتاب مقدس میگوید که عیسی آمد تا همه چیز را نو گرداند. زندگی شما چگونه خواهد شد اگر شما نیز آن را از نو و دوباره شروع کنید.

با امید زندگی کنید
اگر به دنبال آرامش هستید، راهی است که زندگی خود را به تعادل برسانید. هیچ کس نمی تواند کامل باشد، یا اینکه زندگی کامل داشته باشد. اما همه ما این موقعیت را داریم که فیض و محبت عظیم خدا را از طریق پسرش عیسی مسیح تجربه کنیم.

نوشته شده توسط صدف لعل الدین