واکنشهای درست در هنگام خشم – قسمت سوم

سعی کنید از عواطف و احساسات خود مطلع باشید. لحظه ای بحث را فراموش کرده و بر واکنشهای عاطفی خود متمرکز شوید. احساستان چیست؟ شرمندگی (از اینکه بحث به نفع او پیش میرود؟) ترس (که او دارد بد خلق میشود، امیدوارم کار بدی نکند؟) برتری (من در بحث جلوتر از او هستم و او هم اینرا میداند؟)
از اینکه عواطف خود را ابراز کنید ترسی نداشته باشید. خوب به خودتان نگاه کنید و این حقیقت را بپذیرید که عصبانی هستید. اگر صادق باشید اعتراف خواهید کرد که ولتاژ عصبانیت شما بالا رفته است و فقط یک کمی رنجش یا درماندگی نیست.
بررسی کنید که عواطف شما چگونه به آن مرحله رسیده است. از خودتان بپرسید که “چرا من عصبانی هستم؟ چرا همسرم با من اینطوری رفتار میکند؟” سعی کنید که رد پا را پیدا کرده و به سرمنشا برسید. شاید شما با یک نظر اجمالی عقده های نهفته ای مانند عقده حقارت را در خود بیابید که هرگز آنرا تشخیص نداده بودید یا ترس و ضعفی که نمیخواستید آنرا به همسرتان اعتراف کنید.
عواطف خود را با همسرتان درمیان بگذارید. فقط حقایق را بیان کنید نه تفسیرها یا قضاوتها را. به همسرتان چیزی مثل این بگویید:” بیا تمامش کنیم، چون من دارم چیزهایی میگویم که واقعا منظورم گفتن آنها نیست و نمیخواهم این اتفاق بیفتد.” هر کاری بکنید ولی همسر خود را مورد داوری قرار ندهید و او را متهم نکنید. تقصیر همسرتان نیست که شما عصبانی هستید. همسرتان را ملامت نکنید، حتی خود را هم سرزنش نکنید.
تصمیم بگیرید که میخواهید با عواطفتان چه بکنید. بهترین کاری که در مرحله بعد باید انجام داد چیست؟ شاید بخواهید که به همسرتان بگویید” بیا از نو شروع کنیم.” یا اگر لازم باشد ” برای تو اهمیتی دارد اگر همین الان به این بحث پایان دهیم؟”
در هر صورت بخاطر داشته باشید که شاید بهتر باشد بعدا به آن مطلب بپردازید و در غیر اینصورت مشکلات ادامه خواهند یافت و رشد کرده و هر دوی شما را عذاب خواهند داد.
در کتابی بنام ” ترمیم دو نفره خانواده” خانم ویرجینیا ساتیر تعدادی از مطالب فوق را مورد بررسی قرار میدهد و میگوید” کسیکه به روش درست و کارا با دیگری ارتباط برقرار میکند میتواند
۱- با استواری مسئله خود را بیان کند
۲-
و با این وجود در همان حین مطالبی را که میگوید بطور شفاف، روشن سازد
۳- دائما نظر طرف خود را بخواهد و واکنش او را بداند
۴- و هنگامیکه واکنش او را فهمید نسبت به آن احترام بگذارد.
ایده های دیگری در رابطه با نشان دادن عواطف به روش صحیح را میتوان در کتابی بنام ” ازدواج صمیمی” از هاوارد و شارلوت کلینبل شنید” شاید یک زوج پرسیدن سوالاتی مانند این را مفید ببینند: آیا واقعا این مطلب آنقدر ارزش دارد که بر سر آن بجنگم یا همسرم چیزی گفته یا انجام داده است که عزت نفس مرا مورد تهدید قرار داده؟ در رابطه با این مطلب یا مشکل باید چه چیزی بخواهم و همسرم چه چیزی میخواهد که ما آنرا بدست نیاورده ایم؟ خود من در رابطه خانوادگی چه چیزی را باید در وسط بگذارم که نیازهای همسرم را برآورده کند؟ قدم کوچک بعدی که ما همین الآن میتوانیم با تبادل افکار برای رسیدن به هدف از این بحث، مشترکا برداریم؛
اصول اولیه برای فرو نشاندن خشم چیست؟

اینکه بدانیم عصبانیت چیست و علتهای آن کدامند، واکنشهای مختلف در هنگام healling3عصبانیت، نظر کتاب مقدس درباره عصبانیت و واکنشهای درست و نادرست در برابر عصبانیت و غیره .. همگی به ما کمک میکنند. ولی آنچه که در نهایت مهم است این است که شما در برابر احساسات خشم آلود خود هنگامیکه با آنها دست به گریبان میشوید چه باید بکنید. بطور خلاصه ده اصل عملی برای رویارویی با احساس خشم و مهار کردن آن پیشنهاد میشود. البته به خاطر داشته باشید که یک مسیحی در میابد که او نیست که خشم خود (یا هر مسئله و مشکل دیگر) را به تنهایی و با قدرت خویش مهار میکند بلکه وی بر روح القدس متکی است تا او را راهنمایی کند و نیرو بخشد. شخص در زمانیکه احساس میکند خودش خوب است و فقط کمی عصبانی است بیشتر از هر زمان دیگری به روح القدس نیاز دارد.
در غلاطیان ۵: ۱۹ و ۲۰ میخوانیم که هنگامیکه ما از تمایلات غلط خودمان پیروی میکنیم (یعنی از جسم) زندگی ما نتایج گناه آلودی را تولید میکند. و این نتایج که تحت نام ( ثمرات جسم) فهرست شده اند، عبارتند از: نفرت و دشمنی، حسادت و خشم… شکایت و انتقاد، احساساتی که در هر کس دیگر باشند نادرست هستند بجز خود شما!!
از سوی دیگر هنگامیکه روح القدس زندگی ما را تحت فرمان خود در میآورد این ثمرات را در ما تولید میکند: محبت، شادی، آرامش، بردباری، مهربانی، نیکوکاری، وفاداری،فروتنی و خویشتنداری… غلاطیان ۵ : ۲۲

پس با در نظر داشتن سخنان پولس رسول به غلاطیان در رابطه با اینکه چگونه خشم و دیگر عواطف خود را تحت کنترل درآوریم، این ده قدم اصلی را بردارید:
۱- مواظب واکنشهای عاطفی خود باشید. از خودتان بپرسید:” چه احساسی دارم؟”
۲- عواطف خود را تشخیص داده و اعتراف کنید که آن احساس را دارید. اعتراف کردن به عصبانی بودن به این معنا نیست که آن احساس بر شما غلبه کند یا آنرا ادامه دهید تا خودتان را تخلیه کنید.
۳- سعی کنید بفهمید که چرا عصبانی هستید؟ چه چیزی موجب آن عصبانیت شده است؟ همانطور که در ۲ مقاله پیشین توضیح داده شد؛ ما اغلب عصبانی میشویم زیرا سرکوب شده ایم. ما از سرکوب شدن آرزوها، امیال، خواسته ها، جاه طلبی ها، امیدها، پرورش غرورهایمان، نیازها، اشتیاقها یا علائق خود رنج میریم. هنگامیک عصبانی میشوید از خود بپرسید” آیا از این عصبانی هستم که سرکوب شده ام؟” بعد از خود بپرسید” چه چیزی یا چه کسی موجب سرکوب من شده است؟” از خود بپرسید”چه چاره مثبتی میتوانم بیندیشم؟”
علل دیگری که موجب میشوند ما عصبانی شویم عبارتند از:
احتمال صدمه دیدن یعنی صدمات جسمانی یا عاطفی، که امنیت ما مورد تهدید قرار گرفته و ما برای دفاع از خودمان عصبانی شده ایم.
ما در برابر بی عدالتی و به خاطر ظلم به دیگران، خودمان یا جامعه عصبانی میشویم. غالبا این نوع خیلی خوب عصبانیت میباشد که موجه است. ولی مراقب باشید و اجازه ندهید که خشم بر حق شما بر علیه بی عدالتی با علت دیگر عصبانیت که در اکثر ما علت عمده خشم میباشد یعنی: خودخواهی، اشتباه نشود. اگر با خود روراست باشید ما زمانی دیوانه میشویم که نمیتوانیم راه خود را برویم و نمیتوانیم آنچه را که میخواهیم بدست آوریم.
۴- آیا میتوانید موقعیتهای دیگری را خلق کنید که در آنها خشمی به وقوع نپیوندد؟
healling2چکار کرده اید که موجب شده نفر مقابل واکنشی نشان دهد که شما را عصبانی کند؟
۵- آیا عصبانیت بهترین واکنش است؟ عواقب عصبانیت خود را که تا به حال تجربه کرده اید را در جایی یادداشت کنید. کدامیک واکنش بهتری است؟ مهربانی، همدردی، درک دیگری، چه کاری انجام میدهد؟ آیا میتوانید احساسات خود را به همسرتان اعتراف کنید؟
۶- آیا از آن گروه افرادی هستید که خیلی زود عصبانی میشوند؟ اگر چنین است، در چنین شرایطی چند نفس عمیق بکشید یا تا ده بشمارید. بجای معایب، بر نقاط قوت و نکات مثبت طرف مقابل خود متمرکز شوید.
۷- آیا می بینید که از دیگران زیاد انتقاد میکنید؟ اینکار چه سودی به حال شما دارد؟ از سوءظن خود نسبت به دیگران کم کنید. به آنچه میگویند و احساس میکنند گوش دهید. بجای اینکه آنها را محکوم کنید، گفته های آنها را ارزیابی نمایید. شاید آنها هم چیزی داشته باشند که به درد شما بخورد. آیا این حالت انتقاد و خشمی که در شما وجود دارد به خاطر احساس خوبی که به شما دست میدهد سرچشمه میگیرد؟ آیا همیشه نقطه نظرات شما دقیق و صحیح هستند یا اینکه میتوان آنها را بهتر کرد؟ از سرعت سخن گفتن هایتان و واکنشهای خود نسبت به دیگران کم کنید. مراقب رفتار و حرکات خودتان باشید زیرا همین ژستها میتوانند نشانه انتقاد شما از شخص مقابل و رد کردن او باشند. آیا میتوانید به جای انتقاد، قدردانی از دیگران را ابراز کنید؟
۸- شاید زمانی خشم یا انتقاد شما موجه باشد. هنگامیکه میخواهید آنرا ابراز کنید، نکته سنج باشید و آنرا بصورتی عنوان کنید که شخص مقابل احساس تحقیر یا خرد شدن نکند. وقت شناس باشید و برای گفتن اینگونه مطالب زمان مناسب را انتخاب کنید.
۹- دوست حکیم و روحانی را پیدا کنید و در مورد ضعفها و احساسات خود با او صحبت کنید. با او دعا کنید و از پیشنهادات ارزشمند او برای دستیابی به بصیرت استفاده کنید. ولی اسرار زندگی زناشویی خود را پیش دیگران نگویید.. میتوانید درباره خودتان با دوست خود صحبت کنید و شرایط اخلاقی یا روحی خود را بگویید و از او بخواهید با شما در دعا باشد و شما را راهنمایی کند.
۱۰- برای مشکلاتی که با احساساتتان دارید وقت دعا بدهید. آشکارا شرایط خود را به خدا اعتراف کنید. از او کمک بخواهید. از کتاب مقدس آیاتی را که در مورد عصبانیت و رفتار ما در برابر دیگران میباشد را یادداشت کرده و حفظ کنید. در حین حفظ کردن آنها سعی کنید با درک معنی و مفهوم آیات به آنها عمل کنید.

دوستان عزیز در مقاله بعدی بررسی خواهیم کرد که چگونه میتوان مسیحی بود و عصبانی شد!!
نویسنده” نورمن رایت
مترجم” ریتا نیسان
بازنویسی و گرداوری” راشین سایروس