هر روز بمیر

خیلی ها فکر میکنند که ” مردن در خود “ است که دردناک است مرگ زمانی دردناک است که در مقابل آن مقاومت میکنی. تصوراتت شکلی بدتر از واقعیت مرگ را در ذهنت خلق میکنند. خودپسندی تو با تمام قدرتش میجنگد که زنده بماند. همچنانکه از برون می میری می بایست از درون خود هم بمیری. بگذار آنچه را که در درونت از خداوند متولد نشده، بمیرد.

صلیب خود را حمل کن. آیا میدانی این به چه معناست؟
به این معنا که بیاموزی خود را همانگونه که هستی ببینی و ضعفهای خود را بپذیری تا اینکه خداوند را راضی به شفای خود کنی. هدف اصلی آن است که با خود صبور بوده، همچنانکه با همسایه ات صبور هستی. اگر هر روز به مقدار کمی در زندگیت بمیری، روز آخر خیلی نگران نخواهی بود.
خودپسندی نگرانی بزرگی را برایت ایجاد میکند، تعجبی ندارد که از آینده واهمه داری. صبور باش و اجازه بده که دیگر دوستان مسیحیت تو را کمک کنند. مرگ هر روزه در تو، ابهت مرگ در روز آخر را از بین خواهد برد و مرگ نهایی ات همانند خواب رفتن خواهد شد. چقدر خوشبخت است آن کسی از شما که مرگش همانند خوابی آرام است.

شرایط سخت

خداوند نمیخواهد که تو را مایوس و ضایع گرداند. شرایط سخت را با جان و دل پذیرا شو حتی زمانیکه حس میکنی که این شرایط تو را در خود غرق کرده است. اجازه بده که خداوند شخصیت تو را از طریق وقایعی که در زندگیت وارد میکند شکل دهد. این مسائل تو را در جهت خواست خداوند انعطاف پذیر میکنند. وقایع زندگی مانند یک کوره برای قلب است، تمام نا خالصی هایت ذوب شده و تمام روشهای گذشته از بین میروند.
هنگامیکه پی به اشتباهت برده و احساس حقارت و خواری میکنی آنوقت کاملا متوجه میشوی که خودپسندیت هم تا چه حد حساس شده است. دردی را که در ناکاملی خود می بینی بدتر از خود اشتباهات توست. مشکل این است که بخاطر اشتباهات خودت بیشتر کلافه و ناراحت میشوی

بیاموز که با وجودت آنطوری که هست زندگی کنی بدون اینکه از دست خویش ناراحت شوی. اگر اینگونه کنی به زودی آرامش خواهی یافت.
زیر و بم های زندگیت را تحمل کن. در پس تمام این مسائل ناراحت کننده دست خداوند را بعنوان اداره کننده این رویدادها ببین. بدان که خداوند از طریق شرایط بد و خوب تو را تعلیم میدهد.
مشکلات تحمیلی خداوند بی شک برنامه تو را خراب کرده و مخالف آنچه که میخواهی است اما بی شک این مشکلات تو را بطرف خداوند هدایت میکند. در مقابل خداوند بایست و خواسته ات را به او تسلیم کن. میل و خواست غیرقابل انعطاف تو می آموزد که چگونه انعطاف پذیر شود.

هر چه از خداوند میرسد ثمره خوبی خواهد داشت. بعضی مواقع دردسرهایی که تو را آرزومند خلوت و انزوا میکند بهتر از هر گونه منزوی شدن دیگری متواضعت میکند. از هر لحظه از زندگیت برای تکامل استفاده کن.
بعضی مواقع یک کتاب مهیج و یا یک زمان رغبت برانگیز و الهام بخش در دعا، و یا یک بحث عمیق درباره موضوعات روحانی میتواند تو را کاملا ارضای روحی کند. آنوقت باور میکنی که بیشتر از چیزی که خود تصور میکردی جلو هستی.
بحث در رابطه با صلیب اصلا مثل تجربه عملی آن نخواهد بود. پس بخاطر بسپار که در جستجوی شرایط سخت نباشی اما وقتی آمدند آنها را با صبوری و در آرامش بپذیری.
برای تو آسان است که خود را بفریبی.
خداوند را در یک کاخ و یا قلعه ای سفید در دوردست جستجو نکن، او در درون تمام وقایع زندگی که برایت روی میدهد وجود دارد. به مشکلات و دردسرهای گذشته ات بنگر تا او را بیابی.

برگرفته از کتاب قلب جستجوگر
نویسنده: فیلسوف و عارف مسیحی: فنولون
گردآوری: راشین سایروس