قربانی عشق

به نظر تو مخاطب پولس رسول چه کسی بود وقتیکه فرمود “ما بخاطر مسیح نادان هستیم و تو در مسیح دانا.” تو مخاطب بودی! نه کسانیکه خداوند را نمی شناسند! او با همه کسانی صحبت میکند که فکر میکنند بدون صلیب مسیح میتوانند نجات یابند. هیچ کسی نمیخواهد که خوار و ذلیل شود ویا اینکه شخصیتش خرد شود. این موضوع چیزی نیست که بخاطر آن هیجان زده شوی در واقع این راه خداوند است.

تو نمیتوانی به هیجاناتت، شور و اشتیاق و یا تنبلی هایت در این دنیا مکانی بدهی. کلمات برای طلب ملکوت خداوند کافی نیستند. بلکه قدرت، شجاعت و قوت لازم است. تو بایستی در مقابل موجهای این دنیا با شدت ایستادگی کنی و آنچه راکه از خداوند دورت ساخته با شدت رها کنی. با قوت رویه ات را با خداوند همسو کن و آنچه راکه او میخواهد انجام بده. این قوتها همانهایی هستند که من دعا میکنم آنها را درک کرده و بشناسی. در غیر اینصورت چگونه زندگی عیسی مسیح را خواهی شناخت؟

حقارت مهمترین چیز است. احساس حقارت روح یادگیری و آموزش را به تو میدهد که همه چیز را ساده تر میکند. زندگی عیسی مسیح را در نظر بگیر، او در آغل گوسفندان بدنیا آمد، ناچار شد که به مصر فرار کند. او مدت سی سال در کارگاه یک صنعتگر کار کرد، از گرسنگی، تشنگی و خستگی زجر کشید. فقیر بود و مورد تمسخر واقع شد. او روش الهی را آموزش داد و هیچکس به او توجهی نکرد. با او مثل یک برده رفتار شد. به او خیانت شد و در بین دو دزد به صلیب کشیده شد و مرد. زندگی مسیح پر از حقارت و خواری بود. ولیکن ما با کوچکترین و کمترین حقارت و خواری بسیار هراسان میشویم. چگونه میخواهی بدانی که مسیح چه کسی بود؛ بدون اینکه جستجو کنی و بدانی که او کجا پیدا شد. البته که در زجر و شکنجه و بر روی صلیب!

بایستی او را سرمشق خود قرار دهی. اما تصور نکنی که با قدرت و توانایی خود میتوانی دنباله رو او باشی. بلکه تو تمام قدرت و توانایی خویش را در او خواهی یافت.

به یاد داشته باش که مسیح خواست که تمام ضعفهای تو را تجربه و لمس کند. مسیح را در راه حقارتی که او بر خود خریده بود جستجو کن. بزرگترین سودی که میتوانی از تجربه ضعفهای خود حاصل نمایی این است که آنها به تو کمک کرده بیشتر متواضع و فروتن شوی.

اگر خدا را فقط برای حضور و آرامشی که به تو میدهد میجویی؛ بدان که به دلیل غلطی او را جستجو میکنی.

ذهنت مشتاق دانستن است، و قلبت میخواهد احساسی شیرین را تجربه کند. اما تو نمیخواهی مسیح با به سوی صلیب دنبال کنی. آیا این مرگ نفس است؟

یک هدف روحی ناب در تعقیب هدایای روحانی وجود دارد. پولس رسول به شیوه بهتری می فرمایدکه ” عشق تنها خودش را جستجو نمیکند.” چطور هنگامیکه همیشه در جستجوی حضور تسلی بخش خداوند هستی؛ میخواهی که پیشرفت کنی؟ جستجوی لذت و غفلت از صلیب تو را به جایی نمیرساند. به زودی در دام جستجوی لذات روحانی گرفتار خواهی شد. اگر به دقت دوران بچگی و زندگی مسیح را بنگری، بایستی انتظار شرایط سختی را داشته باشی که خداوند راحتی تو را در حضور خودش از همان دوران کودکی از تو میگیرد. در ایوان خانه زندگی نکن با این خیال که در داخل خانه زندگی میکنی. شروع ایمان تو ممکن است با احساسات بسیار عالی هماهنگ و همدم باشد. ولی این بدین معنا نیست که بالغ شده ای. به خداوند تمسک جوی و به هیچ چیز دیگری که احساس و یا تصور میکنی تکیه نکن.

خواهی دید که این راه چقدر امن تر از دنباله روی از تصورات ذهنی و آینده نگریهایت میباشد. خداوند به هیچ وجه نمیخواهد که تو را دچار رنج و عذاب کند. مقصود او شفای تو و خالص کردن تو است. دست خداوند کمترین صدمه ای به تو نمیرساند. اگر تمامی امیال و دلواپسی هایت را کنار بگذاری و به مقاومت در برابر برنامه های خداوند پایان دهی؛ آنوقت است که آرامش و آزادی را که خداوند به فرزندانش داده تجربه میکنی.

معمولا با خداوند جر و بحث میکنی که بر رنجهای تو اندازه ای بنهد. همان خودسریهای درونی که وجود صلیب را در تو ضروری میکند؛ است که میخواهد صلیب را از تو دور کند. هرگاه خداوند را از خود میرانی، او را مجبور میسازی که کار بر روی تو را از سر بگیرد.

بعضی مواقع خداوند هدایای خود را از تو دور میکند تا اینکه تو آنها را خالصانه دریافت کنی. در غیر اینصورت این هدایا مسمومت خواهند کرد. خیلی نادر است که هدایای خداوند را بدون احساس مالکیت به آنها دریافت کرد. فکر میکنی که همه چیز برای توست… وقتیکه اول به جلال خدا فکر نمیکنی از اینکه برکتهای آشکارت؛ ناگهان ناپدید میشوند پریشان مشو. واقعیت اینست که تو بیشتر دلواپس خودت میباشی.

خودپرستی از دستاوردهای روحانی خویش سرمست و مغرور است. بایستی همه چیز را از دست بدهی(چیزهای نفسانی) تا اینکه خداوند را فقط برای خودش و نه چیز دیگری بخواهی.

اجازه بده که خداوند آنچه را که مد نظرش است در زندگیت کامل کند. هرگز مپندار که بیهوده و بی مقصود متحمل رنجها میشوی. پولس رسول میفرماید ” خداوند، دهنده بشاش و خوشرو را دوست دارد.” پس چقدر بایستی خداوند کسانی را که با گشاده رویی خودشان را وقف خدا میکنند دوست داشته باشد.

برگرفته از کتاب قلب جستجوگر از نوشته های فیلسوف و عارف مسیحی

بازنویسی و گردآوری: راشین سایروس