قلب جستجو گر- قسمت اول

فرانسیس دلامونته فنولون

عمده کار او در میان فقرا، بیماران و افراد گناهکاربود.
کسانی که با او بوده اند او را چنین توصیف کرده اند:
اسقفی لاغر اندام و بلند قد، خوش ترکیب و سپیدروی با بینی بزرگ، هوشمندی و ذکاوت در چشمانش موج میزد،
ادب و متانت خصوصیت بارز او بود، فرهیخته و فروتن، یک عالم مذهبی و دارای شخصیتی ویژه، با مخالفینش خود را تطبیق میداد، آنها را راحت میگذاشت و سپس مجذوب خود میکرد به طوری دیگر حاضر نمیشدند او را ترک کنند،
نجیب زاده ای که به خاطر استعداد بی نظیرش باعث فخر ادبیات شد، حالت پیامبر گونه او باعث شده بود که خیلی ها تصور کنند که به واسطه الهام سخن میگوید او همواره سرمشق و مورد تقلید دیگران بود و آنچه که میگفت خود آنرا انجام میداد.

از این پس هر هفته دروسی عملی از گفته های فنولون را برایتان تهیه میکنیم:

صلیب را در آغوش گرفتن
نیازمند آن هستی که بیاموزی افکار غیر ضروری و بیهوده را که به علت خودپسندی بوجود میایند را از خود دور کنی. هنگامیکه این افکار بیهوده کنار گذاشته میشوند به طور کامل در میان راهی مستقیم و باریک قرار میگیری. آزادی و آرامشی را تجربه میکنی که معنای فرزند خدا شدن است.

من سعی میکنم همان نصایحی را که به دیگران میکنم خود عمل کنم. میدانم که آرامش را باید از همان طریق بیابم. اغلب هنگامیکه در رنج و عذاب هستی، این سرشت توست که باعث عذابت میشود. وقتیکه می میری دیگر شکنجه و آزاری وجود ندارد. این بدان معنا است که اگر کاملا طبیعت گذشته ات را کشته بودی، خیلی از دردها و ناراحتی هایی که الان آزارت میدهند، دیگر برایت آزاردهنده نمی بودند.

دردها و ناراحتی های فیزیکی و روحی ات را با صبر تحمل کن (دردهایی برایت فرستاده میشوند که از کنترلت خارج هستند). صلیبی را که در زندگیت است با مشغول شدن به مسائل زندگی، و عدم حضور در برابر خداوند سنگین تر نکن. در مقابل چیزهایی که خداوند به زندگیت وارد میکند مقاومت نکن. اگر این ناراحتی ها در زندگی واجب هستند آنها را با کمال میل تحمل کن. واکنش شدید و یکدندگی، فقط عذاب روحیت را افزایش میدهد.
خداوند صلیب را برایت مهیا میکند و تو بی آنکه در فکر محافظت از خود باشی، باید آن را در آغوش بگیری. صلیب دردناک است، ولی تو آنرا بپذیر که آرامش را، حتی در میان نا آرامی و هیاهو خواهی یافت. به تو هشدار میدهم که اگر صلیب را کنار بگذاری شرایطت دوچندان طاقت فرسا خواهد شد و در درازمدت عذاب مقاومت در برابر صلیب به مراتب دشوارتر از سختی زیستن با آن خواهد بود.
در هر شرایطی از زندگیت، دست خدا را ببین. آیا میخواهی شادی حقیقی را تجربه کنی؟ با آرامش خود را تسلیم خداوند کن و رنجهایت را بدون مقاومت تحمل کن. هیچ چیز مانند تسلیم در برابر خداوند دردهایت را تخفیف نخواهد داد.
این همه توصیف ممکن است که همچنان تو را از چانه زده با خداوند باز ندارد. مشکل آن است که ما نمیدانیم این دردها تا چه حدی بزرگند و یا چه وقتی خاتمه می یابند. تحریک میشوی که یک حدی را برای تحمل این ناراحتی ها برای خود در نظر بگیری. هیچ شکی نیست که میخواهی شدت دردت را کنترل کنی.
آیا می بینی که پنهان کاری و لجاجت چگونه مانع از تسلط تو بر زندگیت میشود؟ این موضوع ضرورت صلیب را در همان قدم اول نشان میدهد.
نتایج و دستاوردهایی را که صلیب در زندگی تو میاورد رد نکن. بدبختانه تو مجبور میشوی که بارها و بارها به جای اولت بازگردی، و بدتر آن است که بسیار رنج میبری، اما اینبار این رنج تو بی هدف و بدون مقصود خواهد بود: مگر اینکه خداوند تو را از این تعبیر که صلیب در زندگیت موثر نیست، نجات دهد!
خداوند شخصی را که با خوشحالی خودش را وقف او میکند دوست دارد.(دوم قرنتیان- باب ۹ آیه ۷) تجسم کن که خداوند چقدر میباید آنانی را که خود را تمام و کمال به خواست او میسپارند، حتی اگر این عشق به مصلوب شدن آنها منتهی شود؛ دوست داشته باشد!

تسلیم شدن در برابر تقدیر خداوند

من بابت مشکلاتت واقعا متاسفم. اما میدانم که خداوند به پشتیبانیت کار میکند. به یادsin داشته باش که خداوند تو را دوست دارد و به این خاطر از تو غفلت نمی کند. او صلیب عیسی مسیح را بر دوش تو می نهد. هر چقدر مکاشفه و یا تجارب عاطفی و احساسی داشته باشی؛ بی استفاده اند مگر اینکه آنها تو را به مرحله واقعی و تمرین دائم مرگ طبیعت خودت راهنمایی کنند.
بدبختانه نمیتوانی بدون شکنجه و آزار بمیری، همچنین نمیتوانی بگویی که کاملا مرده ای تا زمانیکه بخشی از تو زنده است.
مرگی که خداوند برای تو میآورد بسیار عمیق و شکافنده است. روح و جسمت از هم جدا خواهند شد. او هر آنچه را که تو در خود نمی بینی میبیند. او دقیقا میداند که کجا ضربه مهلک بر تو فرود میآید. او مستقیما به چیزی که تو تمایلی به رها کردنش نداری، نشانه میرود. درد فقط در جایی محسوب میشود که حیات وجود دارد و در چنین موقعیتی حیات دقیقا جایی است که مرگ مورد نیاز است.
پدر آسمانی وقتش را برای هدف قرار دادن آنچه که قبلا مرده، تلف نمیکند. اگر او میخواست که تو را به همین طبیعتی که داری واگذارد؛ مطمئنا این کار را میکرد. او در طلب و جستجوی تخریب شخصیت قبلی توست. این امر مستلزم زنده بودن توست و انجان آن زمانی میسر است که زنده هستی.
انتظار نداشته باش که او فقط به امیال شریری که تو خود هنگامیکه خود را تسلیم خداوند میکنی و علنا برای همیشه از آنها چشم پوشی میکنی، حمله کند. او ترجیح میدهد تو را با محروم کردن از حس شیرین آزادی و یا با گرفتن آن چیزهایی که آسایش روحی ات را فراهم میآورند مورد آزمایش قرار دهد.
آیا مقاومت میکنی؟
نه! اجازه به انجام هر چیزی ده! برای مرگ خود داوطلب باش، بخاطر اینکه خداوند تا جایی که تو به او اجازه میدهی، کارش را پیش میبرد. پیشرفتی را که خداوند در زندگیت ایجاد میکند رد نکن.
هر آنچه را که به آن وابسته هستی به خاطر رضای خدا رها کن. امور روحانی را نیز رها کن، در جایی که او میخواهد آنها را از تو بگیرد. تو ای کم ایمان از چه میهراسی؟ آیا میترسی قدرتی را که از تو گرفته نتواند به تو باز گرداند؟ چرا قدرت تو را از تو میگیرد؟ فقط به این خاطر که او تنها منبع تغذیه کننده ات بشود. این درس ممکن است دردناک باشد، اما آرزوی او خالص کردن توست.
خداوند با قطع تمام منابع انسانی قصد دارد که کارش را به نحو احسن به پایان برساند.
تسلیم نقشه های او شو. اجازه بده به جایی هدایت شوی که او میخواهد تو را ببرد. دقت کن که خداوند نمیخواهد از دیگر انسانها کمک بخواهی. بخاطر داشته باش انسانها فقط میتوانند کارهایی را برایت انجام دهند که خداوند قدرت انجام آنها را به آنها داده است. چرا این موضوع ناراحتت میکند که نمی بایستی از شیر آب خانه ات بنوشی؟
حال آنکه تو هدایت شده ای که از چشمه لایزال و ازلی خداوند بنوشی.

نویسنده” فنولون
برگرفته از کتاب قلب جستجو گر
گردآوری” راشین سایروس