کنار آمدن با فامیل های مشکل دار

آیا عیسی هیچ حرفی راجع به چگونگی کنار آمدن با فامیل های مشکل دار زد؟ آیا هیچ مثالی وجود دارد که در آن عیسی به یک خانواده ی پُر از درد، آرامش برده باشد؟ بله! وجود دارد.

خانواده خودش!
این شما را متعجب خواهد کرد که بشنوید خود عیسی هم یک خانواده ی مشکل دار داشته است. اگر خانواده تان از شما قدردانی نمی کنند، قوت قلب بگیرید، خانواده عیسی نیز همین گونه بود.
“و خویشان او … بیرون آمدند تا او را بردارند زیرا گفتند بیخود شده است.” (مرقس ۳ :۲۱).
خانواده او فکر می کردند که عیسی یک دیوانه است. آنها به هیچ وجه احساس افتخار نمی کردند؛ خیلی هم شرمنده بودند!

البته این هیچ اهمیتی نداشت؛ چرا که عیسی سعی نکرد تا رفتار خانواده اش را کنترل کند. هم چنین اجازه هم نداد تا خانواده اش رفتار او را کنترل کنند. عیسی خواستار موافقت آنها نبود. وقتی به او توهین و بی احترامی می کردند، اخم نمی کرد. و مأموریت خود را بر این اساس نگذاشت که آنها را همواره راضی نگه دارد.
همه ما در سرمان این رؤیا را داریم که خانواده مان مثل خانواده ی والتسون ها باشد؛ این توقع که خویشاوندان نزدیکمان، عزیزترین دوستانمان باشند. اما عیسی این توقع را نداشت…

ببینید که او خانواده اش را چگونه تعریف می

کند: “زیرا هر که اراده خدا را بجا آورد همان برادر و خواهر و مادر من باشد.” (مرقس۳ :۳۵).

وقتی برادران عیسی در اعتقاد، با او همسو نبودند، او سعی نکرد تا آنها را مجبور کند. عیسی تشخیص داد که خانواده ی روحانی اش قادر به تأمین چیزهایی هستند که خانواده خونی وی هرگز نمی توانند. اگر خود عیسی مسیح نتوانست خانواده اش را مجبور به پذیرش عقایدش کند، به راستی چه چیز باعث می شود که شما فکر کنید می توانید اطرافیانتان را مجبور کنید؟

family

داشتن تأیید از سوی خانواده طبیعتاٌ چیز بسیار خوشایند و مطلوبی است، اما برای شادی شما الزامی نیست و در عین حال همیشه هم ممکن نمی باشد. عیسی اجازه نداد تا سختی های مسائل خانوادگی دعوت او را از سوی خدای پدر تحت الشعاع قرار دهد. و چون اجازه نداد، فصل کار و زندگی اش پایان خوشی داشت.
اما، چه اتفاقی برای خانواده عیسی افتاد؟

بیایید به همراه من قطعه ای طلای مخفی از دل کتاب اعمال رسولان بیرون بکشیم!
“آنگاه به اورشلیم مراجعت کردند، از کوه مسمی به زیتون که نزدیک اورشلیم … و جمیع اینها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او به یکدل در عبادت و دعا مواظب می بودند.” (اعمال ۱: ۱۲-۱۴).
چه تبدیلی! آنانی که چندی پیش او را استهزا می نمودند، الآن پرستشش می کنند. آنانی که برای او دلسوزی می کردند، الآن به اسمش دعا می کنند. چه اتفاقی می افتاد اگر عیسی در زمان زندگیش، خانواده اش را از خود می راند؟ یا حتی بدتر از آن، مدام از آنها درخواست می کرد تا عوض شوند؟

او این کار را نکرد! در عوض به آنها زمان، موقعیت و فیض عطا کرد. و چون این کار را کرد، آنها تبدیل شدند. اما چقدر عوش شدند؟ یکی از برادرانش رسول شد (غلاطیان ۱: ۱۹) و مابقی مبشر (اول قرنتیان ۹: ۵).

پس، خودتان را نبازید. خداوند امروز هم قادر است تا خانواده های ما را تبدیل کند.

نوشته: مکس لوکادو
ترجمه: پگاه