بخش ششم: روش کتاب مقدس برای انضباط فرزند

کمتر پیش می آید که والدین در خصوص این امر مخالفتی ابراز کنند که گاه به گاه، تادیب و انضباط فرزندان ضرورت دارد؛ آنچه که بیشتر مورد اختلاف است، چگونگی اجرای این تادیب است.
به همین دلیل، نیاز مبرمی احساس می شود که موضوع تادیب فرزندان را در کتاب مقدس بررسی کنیم.
” از طفل خود تادیب را باز مدار” ( امثال ۲۳ : ۱۳)
کمتر پیش می آید که والدین در خصوص این امر مخالفتی ابراز کنند که گاه به گاه، تادیب و انضباط فرزندان ضرورت دارد؛ آنچه که بیشتر مورد اختلاف است، چگونگی اجرای این تادیب است. در بسیاری از مواقع، این موضوع حساس نه فقط موجب تنش میان والدین می شود، بلکه میان والدین و کلیسا نیز تنش بوجود می آورد. به همین دلیل، نیاز مبرمی احساس می شود که موضوع تادیب فرزندان را در کتاب مقدس بررسی کنیم. در مقاله گذشته، بسیاری از روشهای دنیای خود را برای ایجاد تغییر در رفتار کودک بررسی کردم. اکنون مایلم تعلیم کلام خدا را در زمینه این موضوع حیاتی مورد بحث قرار دهم. من معتقدم که وقتی والدین روشهای الهی برای تادیب فرزندشان را با دعت بررسی کنند، نه فقط از روش خود اطمینان حاصل می کنند و آن را به فرزندشان منتقل می سازند، بلکه این امر سبب می شود که تنش میان خودشان (یعنی میان شوهر و زن) را از میان بردارند. تنشی که ناشی است از عدم برخورداری از نگرشی یکسان در خصوص تادیب فرزندان.
هدف از تادیب
هدف انضباط و تادیب کتاب مقدسی این نیست که رفتار فرزندانمان را تغییر دهیم، بلکه تا مشکل دل آنها را حل کنیم. در امثال ۲۳: ۱۹ نصیحت پدری خداترس را می شنویم که می گوید: ” پس تو ای پسرم بشنو و حکیم باش و دل خود را در طریق، مستقیم گردان. ” حکمت روش زندگی است که بر پایه ترس خدا بنا شده است ( امثال ۱ : ۷ ) و از غیرت برای خدا ناشی می شود. امثال ۲۳ : ۱۷ می فرماید: ” دل تو به جهت گناهکاران غیور نباشد، اما به جهت ترس خداوند، تمامی روز غیور باش. ” کلام خدا می فرماید که فرزندان ما وجدان دارند، یعنی در نهاد خود حس تشخیص درست از نادرست را دارند. والدین خداترس با چنین بینشی، باید بکوشند با وجدان فرزندانشان سخن بگویند. وقتی فرزند ما در تجربیات زندگی رشد می کند، برای کارهایی که می داند نادرست است احساس خطا خواهد کرد. اما اگر نداند که خدا راه آمرزش گناهان و پاک شدن از آنها را فراهم کردن، ممکن است دو واکنش خسارت بار نشان دهد. ممکن است برای رفتار بدش بهانه تراشی کند؛ و این همان کاری است که آدم کرد آن زمان که خدا گناهش را توبیخ فرمود. او تقصیر را به گردن زن انداخت. یا ممکن است زیر بار سنگین احساس تقصیر خرد شود و بیش از حد خود را محکم سازد. این اندوه همان است که پولس می فرماید: ” اندوهی که برای خدا باشد، موجب توبه می باشد “(دوم قرنتیان ۷: ۱۰)
اگر فرزندتان هنوز مسیح را نمی شناسد، مطمئن باشید که رفتار گناه آلودش یا باعث می شود که او در توجیه گناه خود به خودش و به دیگران خلاق تر شود، یا او را در احساس تقصیر غرق می سازد که چنین حالتی در او احساس بی ارزشی بوجود می آورد. هر دو این حالات می تواند کودک را ره مرحله ای بکشاند که ایمان والدین خود را رها سازد.
توجیه امر به فرزندان
آنچه که در تربیت کودک بسیار مهم است، این است که از همان آغاز حقیقت را به او بگویید. فرزند خود را با معیارهای عادلانه خدا در کتاب مقدس آشنا کنید و به او راههای والا و مقدس خدا را نشان دهید. بسیاری از والدین می ترسند که فرزندشان در اثر این معیارهای والا یا احساس تقصیر کند یا سرخورده شود؛ از اینرو، را ه آسان را انتخاب می کنند و انتظارات خود از فرزند را پایین می آورند. بجای پایین آوردن انتظارات که قطعا خدا را خشنود نمی سازد، آنچه باعث جلال یافتن بیشتر خدا می شود این است که به فرزند خود بیاموزیم چگونه با قدرت روح القدس، زندگی عادلانه ای داشته باشد. بنابراین، تردید به خود راه ندهید که مقررات روشنی در خانه داشته باشید و به آنها پایبند باشید و از اینراه گناه فرزند خود را به او نشان دهید. اما وقتی گناه فرزند خود را به او نشان می دهید، حتما به او توضیح دهید که خدا توسط خون مسیح راه درمان گناه را مهیا کرده، و او را هدایت کنید تا به حضور خدا رفته، گناهش را اعتراف کند و آمرزش الهی را دریافت دارد. وقتی به فرزندتان کمک می کنید که با گناهکار بودن خود روبرو شود و به او می آموزید که وجدان خود را نزد خدا پاک سازد، در واقع به او طریق ها ی حکمت الهی را تعلیم می دهید؛ آنگاه او به شما و به خدا نزدیکتر خواهد شد
تادیب بدنی
اکنون به موضوع استفاده از تادیب بدنی می پردازیم. کتاب مقدس در این خصوص خیلی روشن سخن می گوید و مطالب بسیاری برای گفتن دارد. ” از طفل خود تادیب را باز مدار که اگر او را با چوب بزنی نخواهد مرد؛ پس او را با چوب بزن، و جان او را از هاویه نجات خواهی داد “(امثال ۲۳ : ۱۳ و ۱۴). وقتی آیات کتاب مقدس را بررسی می کنیم، می بینیم که تنبیه بدنی مجازات گناه نیست، و نباید وسیله ای باشد برای تخلیه خشم والدین، بلکه برای آن است که به کودک عواقب نااطاعتی و گناه را تعلیم دهد. ” حماقت در دل طفل بسته شده است، اما چوب تادیب آن را از او دور خواهد کرد “(امثال ۲۲ : ۱۵). در این آیه می بینیم که دل کودک پر ااست از حماقت؛ منظور این است که در دل ما ترس خدا و میل به تسلیم به حاکمیت او نیست؛ و بجای آن، محرکی خودمحورانه وجود دارد تا زندگی خود را تحت حاکمیت خواستها و ترسهای خود قرار دهیم. امثال ۲۹ : ۱۵می فرماید: ” هیچ تادیبی در حین انجام شدن خوشایند نیست، بلکه دردناک است. اما بعد، برای کسانی که به وسیله آن تربیت شده اند، میوه آرامش و پارسایی به بار می آورد. ” هدف تنبیه بدنی این است که به کودک بیاموزد که عدالت را دوست بدارد و اینکه آرامش ناشی از وجدانی پاک را به ارمغان بیاورد. تنبیه وقتی به درستی انجام شود، مساله گناه را حل می کند و فرزند را به آغوش خدا و والدینش باز می گرداند
استفاده درست از تادیب بدنی
اجازه بدهید بطور خلاصه، نظرم را راجع به روش درست استفاده از تنبیه بدنی شرح دهم. اول برای فرزند خود مشخص کنید چه نوع رفتارهایی تخطی از اصول مورد قبول خانواده به شمار می آید، مانند نااطاعتی مستقیم از والدین، حرفهای زشت، و زدن دیگران. وقتی کودک از آنچه که بروشنی تعلیم داده اید نااطاعتی کرد، او را به جای خلوتی ببرید و به او توضیح دهید که خدا می خواهد او را تادیب کنید. بسیار مهم است که این کار را با خشم و با استفاده از کلمات تحقیرآمیز انجام ندهید، بلکه با محبت. استفاده از قاشق چوبی برای زدن به دست مناسب است؛ به این شکل، کودک از دستهای والدینش نخواهد ترسید، بلکه قاشق را ابزار تنبیه تلقی خواهد کرد. سه یا چهار ضربه بر پشت او معمولا اشک او را در خواهد آورد و موجب پشیمانی اش خواهد شد. حالا وقت آن است که کودک را در آغوش بگیرید و به او بگویید که چقدر دوستش دارید و اینکه خدا حاضر است او را ببخشد و قدرت بدهد تا دیگر گناه نکند. اگر نسبت به فرزندتان با خشم رفتار کرده اید یا روحیه بدی به کار برده اید، بسیار مناسب است که از او عذر خواهی کنید و با یکدیگر مصالحه کنید. در بسیاری از خانواده ها، چند بار استفاده از این نوع تنبیه کافی است.
وقتی بچه های ما کوچک بودند، من قاشقی چوبی را به دیوار آشپزخانه مان آویخته بودم و هر گاه فرزندانمان رفتار بدی نشان می دادند، بعضی اوقات فقط کافی بود نگاهی به آن بیندازم تا مسیر وقایع را تغییر دهم.
گرچه برای بسیاری از والدین دشوار است که فرزند خود را تنبیه کنند، اما بدانید که این کار را با محبت انجام می دهیم. محبتی که تادیب نمی کند، فقط نوعی احساس صرف است و هیچ شباهتی به محبتی که خدا در مسیح نمایان می سازد ندارد.