پایان سوءاستفاده های احساسی

کاترین: من از اینکه مدام در صندلی ام در دفتر کارم فروبروم بسیار خسته ام.
او موهایش را از جلوی چشمانش به کنار زد و گفت: شما که داستان رو میدونید وقتیکه خوبه اون واقعا خوبه و وقتیکه بده، حقیقتا بدتر از او نمیشه.
من گفتم: بله، واقعیت اینه که من داستان رو بارها شنیدم. وقتیکه او در یکروز خوب روحیه و موود معمولی داره در حالیکه تو مطمئن نیستی همین شخص فردا شب سرمیز شام چطور آدمی میتونه باشه!
کاترین ظاهرش سرشار از درد بود. دیگر برای زندگی کردن رمقی برایش باقی نمانده بود او دیگر حتی آرایش هم نمیکرد. تصور من این بود که او احتمالا دچار یک نوع افسرده گی بالینی شده بود. او گله و شکایت داشت که دیگر مانند گذشته از بودن با دوستانش لذتی نمیبرد.
جرو بحث ها و بگو مگوهایی که از طرف همسرش مانند قطار بر سرش آوار میشد چنان کاترین را تخریب کرده بود که قادر نبود به لحظات خوب فکر کند یا ‏آنها را به یاد بیاورد.
کاترین یکی از هزاران زنی است که برای ازدواجی که او را هر روزه از لحاظ روحی و احساسی تخریب و توهین میکند، در مبارزه و تلاش میباشد.
او برای مشاوره بارها به دفتر من آمده تا یاد بگیرد چگونه میتوان حقیقت موجود در زندگیش را تغییر دهد و تاریخ را عوض کند. طعنه ها و سوء استفاده های عاطفی که از روح او شده بود را تغییر دهد. کاترین به جای اینکه بار مسئولیت را به گردن شوهرش بیندازد،
در پی این بود که علت اینهمه سوء استفاده عاطفی و قربانی شدنش را که از طرف همسرش به او میشد را پیدا کند.
خیلی ها مانند کاترین هستند که در گوشه ای بی سرو صدا رنج میبرند. هر چند بسیاری از آنها جوابهای تلخی به مقاله اخیر من داده اند که در ارتباط با “وابط عاطفی و توهین آمیز ” است. ولی ما باید تلاش خود را برای پایان دادن به سکوت در مورد سوء استفاده های عاطفی و تشویق به اقدام برای آن – ادامه دهیم.
هزاران نفر مانند کاترین، برای بودن در چنین شرایط آزار دهنده ای به وضوح مورد انتقاد قرار داده شده اند. مردم خوش نیت وقتیکه متوجه میشوند دوست آنها در معرض سوء استفاده قرار گرفته اند به ساده گی آنها را تشویق میکنند که زندگیشان را ترک کنند و یا برای موضع خود بایستند و کوتاه نیایند.
ولی این توصیه ساده است. اغلب اوقات در آنجا در قبال توهین های عاطفی، احساسات متناقضی هم وجود دارد: یکی ترس از فرد بدرفتار و تند خو وجود دارد و دیگر، یک احسای مثبت نسبت به این فرد بدرفتار.
کاترین میگوید:
من هنوز گری را دوست دارم. او همسر من است. پدر فرزندانم است. و در کنار چیزهای ناراحت کننده ای که به من نسبت داده، ولی او همواره نسبت به من قدر ناشناس نیست و این طرف دیگر قضیه است که وجود دارد هرچند چیزی است که من آن را دوست داشته ام ولی اغلب آن را نمیبینم.
همانطوری که گفتم بیشتر روابط درست شده از ترکیب خوب و بد. اما در واقع این ترکیب خوب و بد است که میتواند ایجاد یا پیوند بسیار قوی، دردناک و مخرب کند که اصطلاحا به آن “پیوند شوک” میگویند.
کاترین گفت: یعنی چه؟
هنگامیکه یک رابطه مدلی از ترس و سوء استفاده عاطفی( ابیوز) باشد که در آن شخص به کنترل ما قادر باشد و بر ما قدرت داشته باشد، ما شروع میکنیم در اطراف آن پاورچین راه رفتن. ما به آرامی در حالیکه در این “پیوند شوک” هستیم، و مورد آزار روحی قرار میگریم: ممکن است برای مدتهای طولانی در یک چنین رابطه ای قرار بگیریم و بدون اینکه بخواهیم مبارزه را جواب بدهیم – به خاطر پیامدهای ناشی از مبارزه- این سوء استفاده را پاسخ نمیگوییم.
کاترین: درست در وضعیتی که من با گری قرار دارم. خلق و خوی او بسیار خشن است و او چنان بحرانی و منفی میشود که من نیز ناگزیر همانند و همراه او میشوم. من قادر نیستم با موود و خلق وخوی تند و زننده او کنار بیایم.
من از کاترین پرسیدم: به چه قیمتی؟
او گفت: خوب برای همین من الان در اینجا هستم. من احتیاج دارم به این ماجرای تخریب کننده پایان دهم. من نیاز دارم دوباره خودم را پیدا کنم و شروع کنم خودم را دوباره بازیافت کنم.
من و کاترین با هم به آرامی شروع کردیم. درباره هدفی که او میخواست دوباره در احساساتش احیا کند.
در پایین بعضی از راهکارهایی که هرکسی در مراحل سوء استفاده و تحقیر(ابیوز) قرار دارد، وجود دارد که میتواند در رابطه اش انجام دهد:

۱- خودتان صادق باشید
کاترین جلسات متعددی صرف کرد برای اینکه درباره رفتار توهین آمیز شوهرش توضیح بدهد. او آموخته بود که رفتارهای غیرمنصفانه، راههایی را به او نشان داده که چگونه در قبال آنها رفتاری عقلانی انجام دهد و تشخیص بدهده که چه رفتاری غیر قابل تحمل است.

۲- روشن شدن درباره رفتارهای توهین آمیز
درباره این رفتار ما توضیح دادیم. چیزهایی مانند: لقب بد دادن، طعنه زدن، به انزوا تهدید کردن، کنترل افکار و رفتار و واکنش های ناشی از خشم.

۳- صحبت کردن درباره تاثیر آن رفتارهای توهین آمیز است.
به جای اینکه در انکار زندگی کند و وانمود کند که رفتار شوهرش به او ضربه نمی زند، او تصمیم گرفته که از این هرج و مرج آشکار رویش را برگرداند و و او شروع کرد به اعتراف کردن درباره همه مواردی که در زندگیش او را مورد سوء استفاده ( ابیوز) قرار داده بود.

۴- امکان سوء استفاده را پایان دهید
کاترین تصمیم گرفت که دیگر نمیخواهد برای رفتار عصبی شوهرش بهانه ای بیاورد ویا فراموش کند در برابر حرفهای شوهرش چه جوابهایی داده بود. او بیش از این نمیخواست درد خودش را با صحبت کردن درباره خودش که من میتوانستم بدتر باشم- بیشتر کند.

۵- دست به اقدامی عملی بزنید
کاترین اقدامی بزرگ انجام داد که اغلب برای پایان دادن به چرخه های توهین آمیز لازم است.
او اصرار داشت همسرش را در یک برنامه ” ازدواج فشرده ” در مرکز بازیابی ازدواج، شرکت دهد. او به روشنی دریافته بود که اگر او می خواست این ازدواج باقی بماند(والبته که او میخواست)آنها نیاز داشتند که الگوهای قدیمی خود را مداخله دهند تا کمک و راهبردی جدید برای شروع تازه پیدا کنند.

۶- برای تغییر باید پاسخگو باشید
تغییر هرگز صورت نمیگیرد مگر آنکه پاسخگویی ادامه دار وجود داشته باشد. نه تنها شجاعت کاترین برای اصرار در مشاوره نیاز هست بلکه نیاز هست که شوهر کاترین نیز این اصرار را برای مشاوره داشته باشد و برای تغییر خود را باز بگذارد. کاترین روشن کرد که آنها نیاز دارند در جریان کار برای اطمینان از تغییرات لازمه، الگوهای جدیدی را در روابط خود برقرار کنند.

۷- مقاومت کردن در برابر تغییرات را بپذیرند
کاترین حکیمانه مطلع شد که تغییرات در همسرش بدون صرف هزینه رخ نمیدهد. زمان- تلاش- مسائل مالی، چیزهایی بود که او انتظار این مقاومت ها را داشت.
پس شوکه نشد وقتیکه همسرش مخالفت را شروع کرد. با این حال وقتیکه گری فقط با ۲ انتخاب روبرو بود: ازدواج و تغییر یا از دست دادن کاترین- گری کاترین را انتخاب کرد.

در امثال باب ۲۲ آیه ۲۴ نیز قید شده که :
با اشخاص تندخو که زود خشمگین میشوند معاشرت نکن، مبادا تو نیز مانند آنها شوی و زندگی خود را تباه کنی.

افسسیان باب ۴ آیه ۳۱ نیز چنین دستورمیدهد که:
هر گونه تلخی، خشم، عصبانیت، فریاد، ناسزاگویی و هر نوع بدخواهی را از خود دور کنید.

کاترین و شوهرش در حال حاضر در مراحل عملی درمان می باشند. رسیدن به این مرحله کار آسانی برای کاترین نبود و مطمئن هستم برای شما هم کال آسانی نیست. اگر شما با مرد یا زنی ازدواج کرده اید که از مشکلات پنهان درباره سوء استفاده عاطفی یا لفظی او، شما را رنج میدهد بطوریکه این مشکلات تبدیل به عوارضی مخرب بر روح شما شده و شما ناگزیر از آن هستید، بهتر است در عملیات منجر به تغییر دست به کار شوید و برای درمان به توافق برسید. چرا که چیزی که مسلم است و در تنظیم مرزها مشخص شده است این است که میگوید:
هرگز خشونت حتی به اندازه یک اونس تحمل نخواهد شد.

نویسنده دکتر دیوید هاوکینز پیس
مترجم راشین سایروس