در جستجوی آرامش

در ۳سپتامبر سال ۱۹۹۲زمانی که پسر ۲۷ ساله ام از سر کار با موتور بازمیشگت،تصادف کرد و درگذشت. او در پشت سر خود، همسر جوانش، دختر۷ ماهه اش و خانواده ای از هم پاشیده و شکسته را باقی گذاشت
در روزهای اولی که پسرم را از دست دادم، اندوه و درد شدید و غیر قابل تحملی را تجربه کردم. خیلی از اوقات با خدا روبرو میشدم و از او سئوال میکردم” چرا؟ چرا؟ از این فاجعه وحشتناک چه چیز نیکویی بیرون نمی آید؟ قرار نیست که یک مادر فرزند خود را دفن کند.

در دفتر خاطراتی که آن روزها داشتم، دو روز پس از تشییع جنازه آلن اینطوری نوشته ام: ” از تعداد زیاد شرکت کنندگان در مراسم تشییع جنازه متعجب بودم. همکاران آلن به همراه ماشینهای UPS مانند یک رژه ارتشی آنجا بودند، دوستانش، مشتری هایی که او اجناسشان را برایشان میبرد، و البته خانواده روحانی ما از کلیسا. همه آنها میگفتند که آلن شخصیتی بسیار خوب بود، پر از نور و زندگی، و همیشه به همراه لبخند. و همه آنها او را اینگونه به خاطر میآرودند. و من نیز تا همین الان او را همین گونه به خاطر میآورم. با وجود اندوه و درد شدیدی که برای او دارم مطمئن هستم که الان در مکان عالی با خداوند است. و من بسیار خوشحال و خرسند هستم از اینکه خدا چگونه در اوقات تنگی و سخت با ماست.”

چند سال قبل از آن، یک آیه از کتابمقدس خیلی به من چسبیده بود: در متی ۱۱ : ۲۸ این چنین میخوانیم: ” بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید.”
زمانی که با مشکلات کاری درگیر بودم، وقتی افرادی که بسیار به من نزدیک بودند از دست داده بودم، وقتی که بسیار خسته و درمانده بودم، و نیاز به استراحت و آرامش داشتم، دعا کردم، دعایی شبیه همانی که در انتهای این متن آمده است، دعا کردم تا عیسی را به عنوان نجات دهنده بپذیرم. وقتی که غم از دست دادن پسرم تمام وجودم را گرفته بود، آن آیه به من امید بخشید، حتی در چنین موقعیت وحشتناکی نیز من تنها نبودم. خدا باز هم به من آرامش میبخشید.

با گذشت زمان وقتی به اتفاقاتی که در زندگی ام افتاده بود فکر میکردم، کم کم، دردها و رنجهای خودم را به شکل دیگری دیدم. آرام آرام متوجه شدم، با وجود این که غم از دست دادن پسرم هیچگاه به صورت کامل از من بیرون نخواهد رفت، ولی من میتوانستم با آرامشی که خدا به من داده بود، به دیگران آرامش بدهم. و در مورد کاری که او با من انجام داد صحبت کنم. توسط آیه دیگری از کلام خدا تشویق شدم. ” در هر چیز زحمت کشیده، ولی در شکنجه نیستیم. متحیر ولی مایوس نی.” دوم قرنتیان ۴ : ۸
امروز ایمان من پابرجا مانده است، با وجود دردی که هیچگاه تصورش را نمیکردم. مدتها پس از دست دادن پسرم میدانم وعده ای که سالها پیش در کتابمقدس خواندم هنوز پابرجاست و واقعیت دارد. خدا به من استراحت و آرامش داده بود. او آرامش من بود و به من هدفی واقعی برای زندگی بخشیده بود.

الان من با موسسه غیر انتفاعی ” زندگی خانوادگی ” کار میکنم. کار این موسسه این است که خانواده ها را تقویت کرده قویتر بسازند. من این امتیاز را دارم که با مردم توسط تلفن در تماس باشم؛ آنهایی که در زندگی خانوادگیشان آسیب دیده اند و در ازدواجشان دچار مشکل شده اند. مردم نیاز دارند تا از طریق رابطه ای شخصی با خداوند از طریق پسرش عیسی مسیح محبت و امنیت را تجربه کنند.
من آنها را تشویق میکنم تا در همایشهای موسسه ما شرکت کنند و برای آرامش و سلامت در زندگیشان سرمایه گذاری کنند.جایی که آنها میتوانند هدف دائمی خدا را برای زندگیشان دریابند. شهادت خانواده هایی که از طریق شرکت در همایشهای ما زندگی هایشان عوض شده مرا بیشتر تشویق میکند تا به کارم ادامه بدهم. آنها به خاطرم میآورند که در رابطه ام با شوهرم چت نیز کار کنم تا ما نیز بتوانیم آنطوری زندگی کنیم که خدا برایمان میخواهد.

خدا به من خانواده ای بخشیده، امنیت و آرامشی که تمام عمرم در جستجویش بودم، از طریق رابطه ای شخصی با پسرش عیسی مسیح به من داده شده. او زندگی سرشار بر روی زمین و حیات ابدی را در آسمان به من وعده داده است. او قول نداده که برای من اتفاق بدی نخواهد افتاد، اما این وعده را داده است که من تنها نخواهم بود و او به من آرامش خواهد داد.
به زندگی خود نگاهی بیندازید؟ چگوه آن را توصیف میکنید. در حال جنگ و مبارزه؟ در حال عجله؟ هیجان زده؟ پر از استرس و پریشانی؟ جلو رونده؟ عقب رونده؟ برای خیلی از ماها زندگی ما ترکیبی است از تمام اینها. چیزهایی است که آرزو میکنیم بتوانیم یک روز انجامشان دهیم؟ چیزهایی است که شدیداً دلمان میخواهد فراموششان کنیم. در کتاب مقدس میگوید که عیسی آمد تا همه چیز را نو گرداند.زندگی شما چگونه خواهد شد اگر شما نیز آن را از نو و دوباره شروع کنید.

با امید زندگی کنید
اگر به دنبال آرامش هستید، راهی است که زندگی خود را به تعادل برسانید. هیچ کس نمی تواند کامل باشد، یا اینکه زندگی کامل داشته باشد. اما همه ما این موقعیت را داریم که فیض و محبت عظیم خدا را از طریق پسرش عیسی مسیح تجربه کنیم.
شکت می توانید همین لحظه از طریق دعا به عیسی مسیح ایمان آورید. دعا به سادگی صحبت با خداست، خدا قلب شما را میشناسد و آنقدر که انگیزه شما برایش مهم است، کلمات شما مهم نیست. به عنوان نمونه میتوانید این دعا را بخوانید.
خداوند عیسی، میخواهم تو را شخصاً بشناسم، تو را شکر میکنم که بر روی صلیب، به خاطر گناهان من جان خود را دادی. من در زندگی خودم را به روی تو باز میکنم، و میخواهم که به عنوان نجات دهنده و خداوند وارد زندگی من شوی. کنترل زندگی مرا در دستان خودت بگیر. ممنونم که گناهان مرا بخشیدی و به من حیات جاودانی عطا کردی. مرا آنگونه ای بساز که میخواهی باشم.

آیا این دعا نشانگر خواست قلبی شما نیز است؟ میتوانید همین الان دعا کنید، و عیسی مسیح آنطور که قول داده به زندگی شما خواهد آمد.
آیا این زندگی شما است؟

نوشته کریستینا اوباز