چیزهایی که درباره مردها نمی دانستم

آیا تاکنون پیش آمده است که به دلیل چیزی که مرد زندگیتان گفته، یا انجام داده است، کاملاً گیج و سر در گم شوید؟ آیا شده است که بعد از آن که شوهرتان به سرعت به شما پشت می‌کند، از خود بپرسید: “آخر چرا باید این حرف، او را این چنین عصبانی کند؟
آیا تا به حال مبهوت مانده‌اید که چرا وقتی از روی دلسوزی به او می‌گویید اینقدر با کار زیاد به خودش فشار نیاورد، او حالت دفاعی به خود بگیرد؟ بله؟ من هم همینطور.
اما اکنون پس از بررسی مصاحبه‌های کتبی و شفاهی با بیش از هزار مرد، می‌توانم بگویم که جواب این ابهامات و ده‌ها مورد مشابه، مربوط به رویدادهای زندگی داخلی مردها می‌باشد. و اکثر این موارد به مسائلی بر می‌گردد که او آرزو می‌کند شما می‌دانستید، اما نمی‌داند که چطور آنها را با شما در میان بگذارد. در برخی موارد، او نمی‌داند که آیا اصلاً شما ازاین مسائل آگاهید یا خیر.
یک فکر بکر! از قرار معلوم این گونه مردان به شکل شگفت‌انگیزی، در یک شبکه درونی همگانی  با هم مشترک هستند. در هسته مرکزی اسرارشان، بسیاری از آنان، ترسها، نگرانیها، احساسات و نیازهای مشابهی دارند.
من بارها دریافته‌ام که چیزهای زیادی در ارتباط با مردان وجود دارند که فکر می‌کردم آنها را می‌فهمم — اما در واقع اینطور نبود. در بسیاری زمینه‌ها درک من از قضایا بسیار سطحی بود. اما آن هنگام که از سطح به عمق می‌رفتم و به مسائل ویژه می‌پرداختم، به ناگهان همه چیز تغییر می‌کرد. به ناگهان خود را مانند یک شخصیت کارتونی می‌دیدم که یک لامپ روشن بالای سرش ظاهر می‌شود.
از این هم بهتر، در نهایت معلوم شد که آن آشکارسازیها اغلب درباره موضوعاتی بودند که شوهرم همیشه آرزو داشت تا من آنها را بدانم، اما اصلأ نمی‌دانست چطور آنها را توضیح دهد. و این همان توداری های معمول آقایان است که درباره‌شان صحبت کردم. گرچه هنوز هم اشتباهات زیادی در روابطم با شوهرم مرتکب می‌شوم — که همچنان ادامه نیز دارد — اما خوشبختانه در نهایت، فهم و درک این امور، کمکم کرده‌اند تا آنطورکه همسرم نیاز دارد از او به نحو بهتری قدر دانی و پشتیبانی نمایم.
می خواهم آن لامپ کارتونی را برای شما هم روشن کنم.
هفت آشکارسازی
این موارد همان هفت آشکارسازیی می‌باشند — به همراه ترجمه‌ای از “ادراکات سطحی” گرفته تا “نتایج عملی” — که شاید شما نیز همچون من پیش از این به آنها پی نبرده باشید.

درک سطحی شماره ۱: مردها نیازمند احترام هستند.
که در عمل یعنی: مردها بیشتر احساس بی‌مهری می‌کنند تا بی لیاقتی و بی‌احترامی.
درک سطحی شماره ۲: مردان احساس ناامنی می‌کنند.
که در عمل یعنی: علی‌رغم اینکه آنان ظاهر خودشان را حفظ می‌کنند، لیکن احساس دغلکاری می‌کنند و می‌ترسند که ناتوانایی‌ها و عدم شایستگی‌هایشان لو برود.

درک سطحی شماره ۳: مردها تدارکاتچی هستند.
که در عمل یعنی: حتی اگر شما با درآمد خود، خانواده را از نظر مالی حمایت کرده‌اید، باز هم در احساس او، برای فراهم کردن معیشت خانواده تغییری حاصل نمی‌آید.

درک سطحی شماره ۴: مردها بیشتر به دنبال امور جنسی هستند.
که در عمل یعنی: میل جنسی شما به شوهرتان عمیقاً در او احساس مفید بودن و اعتماد به نفس در همه زمینه‌های زندگی را شکوفا می‌کند.

درک سطحی شماره ۵: مردها بصری هستند.
که در عمل یعنی: حتی مردانی که در زندگی زناشویی خود خوشبختند، تلاش می‌نمایند تا به جانب زندگی جذب شوند که این مهم را تصویر زنان دیگر به آنان یادآوری می‌شود.

درک سطحی شماره ۶: مردها یک تکه سنگ بی‌عشقند.
که در عمل یعنی: در حقیقت مردها از عشق لذت می‌برند (گاهی اوقات به روشی متفاوت) و می‌خواهند که عاشق پیشه باشند — اما دو دل هستند، چرا که از موقفیت خود شک دارند.

درک سطحی شماره ۷: مردها به ظاهر خیلی اهمیت می‌دهند.
که در عمل یعنی: لازم نیست که حتماً سایزتان شماره ۳ باشد، اما مرد شما حقیقتاً نیاز دارد ببیند شما تلاش می‌کنید به خودتان برسید — و برای حمایت از شما حتی هزینه‌ها و مشکلات احتمالی این امر را هم به جان خواهد خرید.
هر چه بیشتر مردان خود را در زندگی‌هایمان درک کنیم، به همان اندازه نیز می‌توانیم آنان را حمایت نموده و به همان شیوه‌ای که نیاز دارند، دوستشان بداریم. به بیان دیگر، این آشکارسازی می‌بایست ما را دگرگون و حمایت کند.
شانتی فلدهان تحقیقات گسترده ای در ارتباط با زندگی داخلی مردان انجام داده است. او نتایج بسیار جالبی را با جزئیات بیشتر در این زمینه در کتاب خود تحت عنوان “تنها برای زنان” ارائه داده است.

بر گرفته از کتاب تنها برای زنان (انتشارات وریتاس ۲۰۰۴).
ترجمه از کیومرث