رد پای خدا

  شبی خواب دیدم که با خداوند درکنار ساحل دریا قدم می زدم. در پهنهً آسمان تاریک٬ صحنه هایی از زندگیم در جلوی چشمانم ظاهرشد. برای هر کدام از این صحنه ها، بر شن های ساحل دریا، دو رّد پا...

ادامۀ مطلب

کوزه گر

15 آذر کوزه گر

نوشته شده در تامل روحانی, خوابهای روحانی

همه در حالت دعا ایستاده بودند ، بعضی زانو زده بودند ، برخی نیز بیقرار اینکه بروند یا بمانند … دعا می کردیم ؛ توبه ، تقاضا ، شفاعت ، شکایت … ولی نمی دانم عمق دعاهایمان تا به کجا بود؟!...

ادامۀ مطلب

مهمانی مسیح

وارد که شدیم، صلیب ِ ساکتی را دیدم که بر دوش ِ زمین سنگینی می کند. آری ! رد پای خدا هم بود.لحظاتم با میخ و خاک و خون آراسته شد!مچهایم درد گرفته، تیر می کشیدند.توان نگاه داشتن تن ِ بی جانم را...

ادامۀ مطلب

نشان مسیح

نمی دانست چه اتفاقی افتاده !!ولی در آسمان بود؛ در صفی طولانی ایستاده بود تا نوبت به او برسد و نشان مسیح را که بر کف دستش حک شده بود را برای عبور نشان دهد. وقتی بعد از ساعتها انتظار و اضطراب...

ادامۀ مطلب