بازپروری ازدواج

پس از ازدواج چه بر سر عشق می آید؟
اکثر ما با زبان والدین و خویشاوندانمان بزرگ می شویم و این زبان به زبان اصلی یا مادری ما بدل می شود. بعداً ما با تلاش بیشتر زبان های دیگری میاموزیم و این  ها زبان دوم ما می شوند. اما چیزی که مهم است ما زبان مادری خود را بهتر از هر زبان دیگری متوجه می شویم.
اختلاف زبان در ذات فرهنگی بشر می باشد در صورتی که بخواهیم با فرهنگهای گوناگون به طور چشم گیر ارتباط برقرار کنیم لازمه آن اینست که زبان آن افراد را بیاموزیم.
در مورد عشق نیز چنین است.زبان عشق عاطفی ما و همسرمان ممکن است به اندازه زبان چینی و انگلیسی با هم فرق داشته باشند. پس هر قدر ما سعی کنیم عشق خود را به زبان انگلیسی ابراز کنیم٬ اگر همسرمان چینی بفهمد٬ هرگز نخواهیم  فهمید که چطور به یکدیگر عشق بورزیم.
به ندرت زن و شوهری زبان عشق یکسان دارند. ما معمولا به زبان خاص خودمان حرف می زنیم و وقتی همسرمان حرفمان را نمی فهمد گیج می شویم.
در واقع وقتی ما زبان اصلی عشق همسرمان را می آموزیم و با آن حرف می زنیم کلید ازدواج پایدار و پر مهر را کشف کرده ایم. اگر می خواهیم محبتی را که به او ابراز کرده ایم درک کند بایدآن را به زبان اصلی عشق او بیان کنیم

.
پر نگه داشتن مخزن عشق

همه متفکران معتقد هستند که عشق نقش اساسی در زندگی انسان ایفا میکند.
روانشناسان معتقدند که نیاز به احساس محبت از اصلی ترین نیازهای انسان است.
پولس رسول در ستایش عشق می فرماید که هر آنچه در زندگی بشر با انگیزه عشق صورت نگرفته باشد در نهایت پوچ و توخالی است.
او نتیجه گرفت که در صحنه پایانی زندگی انسان تنها سه چیز باقی خواهد ماند” ایمان، امید و محبت. اما بزرگترین آنها محبت است.”

روانشناسان کودک تاکید میکننند که هر کودکی نیازهای عاطفی اساسی و معینی دارد که باید برای ثبات عاطفی او حتما برآورده شوند. و مهمترین و اساسی ترین این نیازها، نیاز کودک به محبت و مورد توجه بودن است. یعنی کودک نیازمند این است که او را دوست بدارند و خواستار او باشند.
کودکی مورد توجه و محبت کافی باشد در بزرگسالی فردی مسئول خواهد شد. و عدم توجه و محبت، او را به لحاظ عاطفی و اجتماعی عقب مانده خواهد کرد.
بسیاری از بد رفتاریهای کودکان ناشی از تاثیرات خالی بودن مخزن عشق است. اینها گفته های دکتر راس کمپل روانپزشک و متخصص کودکان و نوجوانان است.
اما نیاز عاطفی به عشق و محبت صرفا پدیده ای مربوط به دوران کودکی نیست. این نیاز تا بزرگسالی و طی دوران ازدواج ادامه دارد. تجربه عاشق شدن به طور موقت این نیاز را برطرف می کند اما این راه حلی سریع است که عمر این تجربه محدود و قابل پیش بینی است. پس از اینکه تب و تاب عاشقی فرو نشست، نیاز عاطفی به عشق دوباره برانگیخته میشود زیرا اساس طبیعت ما را تشکیل میدهد. این نیاز کانون آمال عاطفی ماست.
ما پیش از عاشق شدن به عشق نیازداشتیم و تا زمانی که زنده ایم به آن نیاز داریم.
نیاز به دریافت محبت از سوی همسر خویش، مهمترین نقطه عطف در زندگی زناشویی را تشکیل میدهد.
اشیای مادی نمیتوانند جای عشق انسانی و عاطفی را بگیرند.
دکتر چاپمن همچنین در کتابش مثال میزند که:
“اخیرا مردی به من گفت، اگر زن تان دوست تان نداشته باشد، خانه، ماشین، ویلای کناردریا و بقیه چیزها به هیچ دردی نمی خورد.. منظور او این بود که میخواست بیش از هر چیز زنش او را دوست داشته باشد.
خانومی به من گفت، شوهرم تمام روز به من بی توجهی میکند و نادیده میگیرد و بعد میخواهد با من همبستر شود. من از این کار متنفرم… او زنی نیست که از سکس متنفر باشد. او زنی است که با تمام وجود عشق عاطفی را نیازمند است.”
انزوا روح و روان انسان را خرد میکند. به این دلیل است که حبس انفرادی را ظالمانه ترین مجازات ها دانسته اند که ضربات جبران ناپذیری بر روح انسان وارد میکند.
درکانون وجود انسان این میل و آرزو هست که با انسان دیگری صمیمی شده و محبت او را دریافت کند. هدف از ازدواج رفع این نیاز به مهر و صمیمت است به این دلیل است که در کتاب مقدس گفته شده که زن و شوهر به “یک گوشت و پوست واحد” بدل میشوند. البته این به این معنا نیست که زن و شوهر هویت خود را از دست میدهند، بلکه به این معناست که به شیوه ای عمیق و صمیمانه وارد زندگی یکدیگر میشوند. در عهد جدید بارها توصیه شده که زن و شوهر یکدیگر را دوست بدارند. از افلاطون تا پک، همه نویسندگان بر اهمیت عشق در زندگی زناشویی تاکید کرده اند.
اما عشق در عین اینکه مهم است مشکل هم هست. زوج هایی که از درد پنهان و مشترک شان شکایت دارند. در ادامه دکتر چاپمن میگوید:
بعضی از این زوج ها که به نزد من آمده اند از درد درونشان چنان به شکایت دارند که برایشان غیر قابل تحمل شده است. برخی نیز بر این باورند که الگوهای رفتاری یا بد رفتاری شریک زندگیشان برای ازدواجشان ویرانگر شده است.
برخی میگویند که دیگر نمیخواهند متاهل باشند. و این رویای آنها که به خوبی و خوشی تا پایان عمر با هم زندگی کنند، به شدت به دیوارهای واقعیت برخورد کرده. چاپمن میگوید: من بارها و بارها این جملات را شنیده ام که: عشق ما تمام شده، رابطه ما مرده، ما خیلی به هم نزدیک بودیم ولی حالا نیستیم. ما دیگر از با هم بودن لذت نمی بریم، ما نیازهای زندگی هم را بر آورده نمی کنیم… و ماجرای زندگی آنها شاهدی بر این مدعاست که بزرگسالان نیز مانند کودکان مخزن عشق دارند.
آیا بد رفتاریها، بی توجهی ها، کلمات درشت و خشن و روحیه انتقادی آنها به این دلیل نیست که مخزن عشق شان خالی است؟ اگر ما راهی برای آن پیدا کنیم آیا میتوان زندگی آنها را نجات داد؟ اگر مخزن عشقشان پر شود آیا میتوانند فضایی ایجاد کنند که بتوانند درباره اختلافاتشان بحث کنند و کشمکشها را حل کنند؟ آیا مخزن عشق همان چیزی است که سبب موفقیت ازدواج میشود؟
برای پاسخ به این سوال دکتر چاپمن ۲۰ سال از عمر خود را صرف مشاوره با زوج ها و تحقیق گذرانید او میگوید:
من معتقدم که پر نگه داشتن مخزن عشق در ازدواج همانقدر مهم است که توجه به سطح روغن در اتومبیل. چنانچه ازدواج خود را با مخزن عشق خالی پیش ببرید، بیشتر از رانندگی با اتومبیل بی روغن برایتان هزینه دارد. کیفیت زندگی زناشویی شما در حال حاضر هر چه باشد، همیشه میتواند بهتر شود.

برگرفته از نوشته های دکتر گری چاپمن از کتاب ۵ زبان عشق

فیض و محبت مسیح همواره با شما باد