کشیش و پسر نوجوانش

کشیشى یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکرى در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریباً بقیه هم‌سن و سالانش…

این زندگی است

اغلب خاطراتی که از دوران کودکی دارم، خاطراتی است که پدرم به همراه مشکلاتی که به علت مشروبخواری داشت در آن حضور دارد. از آنجایی…

چرا من ؟

یک باردیگه موفق شدم تا درست سر وقت به بیمارستان برسم برای چکاب بیمارانم. آنروز تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که بشینم…