پزشکی در ایران باستان

وام گیری دانش پزشکی از زبان فارسی

دکتر محمدعلی سجادیه (تهران – ۱۳۲۳)، چشم‌پزشک و استادیار پیشین دانشگاه تهران، شاعر و پژوهشگر تاریخ و زبان هستند.

کتاب‌های «واژه‌های ایرانی در زبان انگلیسی»، «نفوذ زبان فارسی در زبان‌های مغولی»، «نیاکان سومری ما» و «تبار مشترک ایرانیان و تورانیان» گوشه‌ای از پژوهش‌های استاد سجادیه است. همچنین، نگارش و ترجمۀ شماری کتاب‌های تخصصی پزشکی- از فرانسه و انگلیسی- ترجمۀ منظوم «حیدربابا یه سلامِ» از استاد شهریار به فارسی و نیز بیش از ۴۰ سال پژوهشِ حرفه‌ای دربارۀ سیر واژگان فارسی، و آشنایی با زبان‌ها و گویش‌های گوناگون، از پیشینۀ پُربار دکتر سجادیه، پیام دارند.

دکتر محمد علی سجادیه
دکتر محمد علی سجادیه

این استاد فرهیخته، هم‌اینک به بیماری پِی‌خوره (MS) گرفتارند، که ما نیز بهبودی هر چه زودتر ایشان را از خداوند عیسی خواهانیم. نوشتار پیش رو، برگرفته از سخنرانی دکتر محمدعلی سجادیه در انجمن فرهنگی ایران‌زمین (افراز) – ۱۳۸۳ می‌باشد:

بنده در اینجا نوشتاری را در زمینه‌ای که سال‌ها در آن تجربه و شناخت دارم، آماده کرده‌ام و گروهی از واژه‌های دانش پزشکیِ کنونی جهان را که ریشه‌ای ایرانی دارند، معرفی نموده‌ام. با این کار نشان دادم زبانی که زبان دانش و فرهنگ بود و هنوز هم هست، برخلاف باورهای رایج، این توانایی را دارد که دوباره زبانی مطرح در جهان شود.
روی‌هم‌رفته، بسیاری از واژگانِ به کار رفته در دانش‌ها، ریشۀ فارسی و ایرانی دارند. اما مدعیان فارسی‌شناسی، بسیار از آن دور هستند. ازین‌رو، در این بخش به بررسیِ گوشه‌ای از واژگان فارسی در دانش پزشکی می‌پردازیم.
نخستین واژه‌ای که به آن اشاره می‌کنم، مهمترین واژه در پزشکی یا همان واژۀ

«تریت (Treat)» به معنای «درمان شده» و نیز «تریت‌مِنت (Treatment)» به معنای درمان است؛ که از نام «تریتَه – تریتا» پزشک باستانیِ ایران که نامش در اَوستای کهن نیز آمده و می‌توان او را بنیانگذار پزشکی در جهان دانست، گرفته شده است.
واژۀ «میترال (Mitral)» نیز در پزشکی به معنای دریچۀ «دو لَتی» قلب به کار می‌رود. میان این واژه با ایزد مهر (فرشتۀ ایرانی) همانندی می‌بینید. اکنون اینکه، چرا این دریچه را میترال نامیدند؟ چون کاهنان آیین مهر (میترا)، کلاه‌های دو لَتی بر سر می‌گذاشتند، که امروزه همان کلاه بر سر اسقف‌های کاتولیک نیز دیده می‌شود. بنابراین، دریچۀ میترال به معنای دریچۀ میترامانند است.
واژۀ «سِمِتر (Scemetar)» که در پزشکی کاربرد دارد و به معنای شمشیر است، بیشتر در پزشکیِ کودکان (کاردیولوژی) به کار می‌رود، و برگرفته از واژۀ فارسی «شمشیر» است که بسیاری از فرهنگنامه‌های پزشکی نیز به این امر اعتراف کرده‌اند.
در پزشکی، واژۀ دیگری است به نام «میترِیداتیسم (Mithradatism)»، مانند میترادات (مهرداد) که شاه «پونت» بوده است. پونت جایی در سرزمین ایرانیِ آسیای خُرد – ترکیۀ امروزی- بوده که شهریارانی از تبار هخامنشی داشته و برجسته‌ترینِ آن‌ها مهرداد ششم بوده است. وی از سرآمدان زمان خود بود که با رومی‌ها می‌جنگید. او حتی آتن را نیز بار دیگر گرفت. اما سرانجام به نیرنگ، گرفتار شد. مهرداد از برای دشمنان بسیاری که داشت، زهر را کم‌کم می‌خورد، تا اگر روزی به خوردش دادند، مصون باشد. او تا اندازه‌ای به این زهر خو گرفته بود که در هنگام محاصره شدن به دست رومیان، برای اینکه دربند نشود، زهر بسیاری خورد، اما بر او اثر نکرد. و اینچنین، یکی از وفادارانش به خواست وی، او را کشت. امروزه خوردن تدریجی زهر و مصون شدن در برابر آن را در پزشکی «میترِیداتیسم» گویند.
واژۀ دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد، واژۀ «آنگور پکتوریس (Angorpectoris)» است. کسانی که قلبشان درد می‌کند، می‌گویند «آنژین» کرده است. آنگور همان «اَنگره» است که در استوره‌های ایرانی، نیروی بد است (Anger: خشم)، در برابر «سپنتا» به معنای نیروی خوب. انگره‌مینو با دلهره و هراس همراه است، از این رو، «آنگور» از آن گرفته شده، چون با حالت خفگی و تنش و هراس همراه می‌باشد؛ درست همان حالتی که در آنژین رخ می‌دهد. پکتور نیز واژه‌ای لاتین به معنای سینه است، و همچنین واژۀ «نگران» نیز از انگره گرفته شده است.
واژۀ دیگر، یکی از گونه‌های لیزر به نام سافیر (Saphir) است. در برخی کتاب‌ها آورده‌اند، این واژه عبری است. در حالی که، بر خلاف ظاهر عبری‌اش، فارسی سره است. لیزرِ کبود را «سافیر – سَفیر» گویند و از «سپهر (آسمان)» در فارسی گرفته شده و رنگ آن کبود (آبی) است، و واژۀ کبود هم از فارسی به عبری رفته است. بنابراین، غربی‌ها که این واژه را نتوانستند درست هَجا نمایند، به آن سافیر گفتند.
در پزشکی اصطلاحی داریم به نام «ویر (Vir)»، به معنای مرد یا مردنمایی و مرد شدن؛ و به زن هم «گینه (Gyne)» می‌گویند، که هر دو واژگانی ایرانی‌اند و در اوستای کهن نیز آمده است. در پزشکی، واژگان ویریسم (مردگرایی) و گینه‌کولوژی (پزشکی زنان) هم داریم.
«آکیناکس» که هرودت هم از آن سخن گفته، به معنای «شمشیر ایرانیان» است؛ و ما می‌دانیم که آکناک از آک به معنای «درد» گرفته شده است. در انگلیسی هم «ایک (Ache)» به معنای درد است، و در کُردی نیز «ای‌شی» به معنای جایی که درد می‌کند. در عربی هم به گونۀ «آق» آمده است و بچه‌ای را که پدر و مادر بخواهند نفرین کنند، می‌گویند «آق والدین»؛ که این واژه همان «آک» به معنای درد است. این واژه به زبان ژاپنی هم به همین معنا راه یافته است.
دندان در در پارسی باستان «دنتان» بوده است که در اوستا هم آمده، و گویند دندان پوسیده نماد اهریمن (بدی) است. و ما می‌بینیم که «دنتولوژی (Dentology)» به معنای دندانپزشکی و نیز «اُرتودنسی (Orthodontia)» به معنای راست کردن دندان است.[اَرتَه (راستی): orto + دندان: dental]
واژۀ «کَریز (Caries)» به معنای پوسیدگی دندان است که ریشۀ فارسی آن در «لغت فرس اسدی» و دیگر فرهنگ‌های کهن فارسی، به گونۀ «کَرَه، کَروه» آمده است، و همان معنای پوسیدگی دندان را می‌دهد. این واژه در شاهنامۀ فردوسی نیز به همین معنا آمده است. در کتاب علامه مجلسی هم به همین معنا آمده و راه‌های از میان بردن پوسیدگی دندان را نیز آورده، اگرچه کمی نیز در اینجا به خرافه آلوده است.
واژگان الکل، زعفران، صابون و … نیز که همگی در پزشکی کاربرد دارند، دربارۀ ریشۀ ایرانی‌شان در کتاب‌های گوناگون گفتگو شده است.
به هر روی، هم‌اکنون می‌توان برای برخی بیماری‌ها و داروها، واژۀ فارسی یافت که درست‌تر و گویاتر از نام‌های لاتین آن است. برای نمونه، برای بیماری «ام.اس» یا اسکلروز آن‌پلاک (Multiple Scleros)  که هر دوی این نام‌ها کاستی داشته و با خودِ بیماری برابر نیستند، می‌توان واژۀ فارسی «پِی‌خوره (خورۀ عصب)» را جایگزین کرد. چون این یک بیماری عصبی است و میِلین (Myelin) که غلاف عصبی است را از میان می‌برد؛ و نام پی‌خوره، هم با آسیب‌شناسی (پاتولوژی) بیماری برابر است و هم آنکه نام عصب در آن گنجانده شده است. در حالی که در آن دو واژۀ لاتین، نامی از خود بیماری به چشم نمی‌خورد. این نام را برای بیماری «شیلدر» نیز که «ام.اس» در کودکان است، می‌توان به کار برد.
برگرفته از نامۀ درونی انجمن افراز