Fatima-4

مریم مقدس قسمت دوم – بانوی فاطیما

۱۳ سپتامبر ۱۹۱۷

در سیزدهم سپتامبر جمعیت بسیاری از جاهای مختلف به سمت دهکده

miracle-fatima3
miracle-fatima3

فاطیما آمده بودند. تمام جاده پوشیده از جمعیت بود و همه خواستار این بودند که با بچه ها صحبت کنند. حدود نیمروز بود که بچه ها به محل ملاقات با مریم مقدس، رسیده بودند و به همراه مردم شروع کردند به تسبیح گفتن و دعا کردن.
مدت کوتاهی از تسبیح گفتن نگذشته بود که صاعقه ای نورانی شروع به درخشیدن کرد و بانوی آسمان که بسیار می درخشید، در بالا ی درخت نمایان شد. و به لوسیا گفت: “به تسبیح و دعا کردن برای اتمام این جنگ ادامه دهید. در ماه اکتبر خداوند ما عیسای مسیح خواهد آمد همانند بانوی ما ساروس و بانوی ما کارمل.” 
خداوند برای شفاعت هایی که کرده اید و دعاهایی که میکنید خشنود است، خداوند نمیخواهد که با طنابهای بسته شده به دورکمرتان بخوابید، خداوند میخواهد فقط در طول روز طناب را به کمرتان ببندید.”
آنگاه لوسیا تقاضایش را برای شفای بیماران به میان آورد آنانکه نابینا و ناشنوا بودند و بسیاری دیگر…
سپس بانوی مقدس پاسخ داد:  “بله من عده ای را شفا خواهم داد و البته نه همه را، و در ماه اکتبر معجزه ای را انجام خواهم داد که همه باور کنند.” سپس بعد از گفتن این حرف به سوی آسمان برخاست به سمت مشرق حرکت کرد و از نظر ناپدید شد.
انتشار خبر معجزه باعث تفکر عمیقی در مردم پرتغال شده بود به طوریکه آلمدیا که یک روزنامه نگار غیر مذهبی و بی خدا بود، در یک روزنامه به نام سکولو، یک مقاله بسیار تمسخر آمیز نوشته بود و در آن حماقت و سادگی انسانها در مقابل این رویداد را به تمسخر گرفته بود.

۱۳ اکتبر ۱۹۱۷
سیل جمعیتی که در این روز به سوی دهکده فاطیما روانه شد؛ حدود ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده شد. بسیاری از مردم با پای برهنه در حال دعا و تسبیح می امدند.
خانواده لوسیا مخصوصا مادرش بسیار نگران بود که

اگر در این آخرین روز معجزه ای رخ ندهد فرزندش توسط جمعیت کشته خواهد شد.. خانواده جاسینتا و فرانچسکو محافظت از فرزندانشان را بر عهده گرفته بودند.

روز بسیار بارانی بود، حدود ظهر بود که بچه ها به درخت فاطیما رسیدند، و شاهد تشعشعات نورانی شدند که همیشه قبل از ظهور مریم مقدس، نمایان میشد، سپس مریم مقدس ظاهر شد و لوسیا از او پرسید:

که شما چه تقاضایی از ما دارید؟

و بانو پاسخ داد:

که من می خواهم که در این منطقه به احترام من کلیسایی برپا شود. من بانوی صاحب تسبیح هستم. هر روز به گفتن ذکر و تسبیح ادامه دهید. جنگ در حال اتمام است و سربازان به زودی به خانه های خود باز میگردند.

لوسیا دوباره تقاضایش را مبنی بر شفای بیماران مطرح کرد که به او پاسخ داده شد که: “اگر مردم خواهان شفا و تغییر و تحول هستند لازم است که زندگی هایشان را اصلاح و متحول کنند و برای گناهانشان طلب بخشایش کنند” لوسیا ادامه می دهد که گرد غم و اندوه بر چهره بانو نشسته بود، او به ما گفت : بیشتر از این از فرامین الهی سرپیچی نکنید زیرا تا به همین جا خداوند، بسیار مورد بی اطاعتی قرار گرفته است.”  سپس در حالی که دستهایش را به طرف آسمان بلند کرده بود به سوی آسمان به حرکت درآمد و حتی از گذشته نیز درخشانتر شد و ناپدید شد. اودر حالیکه  مرتبا به صورت و شکلهای متعدد در می آمد، که فقط بچه ها شاهد آن بودند؛ ناپدید شد.Fatima-3

 

معجزه خورشید
و در همین زمان جمعیت بیکران حاضر در فاطیما شاهد یک معجزه واقعی بودند. ابرهای سیاه از هم شکافته شدند و خورشید همانند یک قرص خاکستری رنگ تیره و گرفته به به صورت کامل آشکار شد. معلوم شد که آولینو دی آلمدیا در نشریه ضد مذهبی در مقاله استهزا آمیزش در مورد فاطیما بسیار پیش داوری کرده است.

یک ناظر می توانست ببیند که سرهای کل جمعیت کثیر حاضر در فاطیما به سوی خورشید چرخید که بدون تاثیر از ابرها در نوک قله آسمان ظاهر شده بود. ابرها کاملا از جلوی خورشید کنار رفته بود و خورشید به تمامی خودنمایی می کرد. خورشید مثل یک پلاک نقره ای تیره و گرفته به نظر می رسید و می شد بدون ایجاد کوچکترین ناراحتی به آن خیره شد. مثل این بود که یک خورشید گرفتگی صورت گرفته باشد. ولی ناگهان یک فریاد و فغان هنگفتی به هوا بلند شد و صدای مردمی که در نزدیک هم بودند، شنیده میشد که  در حال جیغ و فریاد هستند. همه فریاد زنان می گفتند ” معجزه ، معجزه

در جلوی دیدگان متحیر جمعیت که اعتقادات مسیحی داشتند و با سرهای برهنه  آسمان را مشتاقانه نگاه می کردند، خورشید مرتعش شد، و بر خلاف قوانین کیهانی حرکاتی افسانه ای و باور نکردنی کرد. بنا بر توضیحات مردم شاهد در این واقعه، خورشید می رقصید.
بعد مردم شروع کردن از هم پرسیدن که چه چیزی دیدند؟ درصد زیادی قبول کردند که دیده اند که خورشید مرتعش شده و رقصیده است. عده ای دیگر اظهار کردند که صورت باکره مقدس را مشاهده کرده اند. برخی دیگر گفتند که دیده اند خورشید همانند یک چرخ بزرگ به دور خود چرخیده است و خود را به طرف زمین پایین انداخته مثل اینکه بخواهد با شعله های آتشین خود زمین را به آتش بکشد. برخی گفتند که دیده اند خورشید متناوبا رنگ عوض می کرده است.

برخی دیگر از شاهدان مانند ماریا کریئرا بر ماهیت هشدار دهنده و ترساننده معجزه خورشید اصرار داشتند:
خورشید رنگ همه چیز را متوالیا عوض می کرد زرد آبی سفید و مرتعش می شد و می لرزید. خورشید به مانند گلوله آتشینی به نظر می رسید که می خواست بر سر مردم فرود آید. جمعیت فریاد می زدند که همه ما خواهیم مرد … همه ما می میریم … در آخر خورشید از حرکت باز ایستاد و همه ما نفسی به راحتی کشیدیم. همه ما زنده بودیم و معجزه ای که بچه ها وعده داده بودند، به وقوع پیوست.

عده ای دیگر شهادت دادند که غیر ممکن است که جمعیت کثیر حاضر در فاطیما در مورد معجزه خورشید همه با هم دچار  توهم شده باشند.
عده ی نادر دیگری اظهار کردند که گرمای خورشید هنگامی که به زمین نزدیک می شده است، لباسهای آنها و همچنین زمین را خشک کرده است. و در زمانی ده دقیقه ای مردم که کاملا خیس شده بودند خشک شدند.

آخرین تجلیات بر لوسیا lusia-
به نظر اسقف جدید منطقه اسقفی لئیریا بهتر بود لوسیا را از فاطیما دور کنند. این هم برای خود لوسیا بهتر بود که مجبور نباشد سوالات مکرر مردم را پاسخ دهد و هم اینکه ببیند نبود لوسیا چه تاثیری در جمعیت زائران خواهد داشت. مادرش با فرستادن او به مدرسه موافق بود.

و در ماه می ۱۹۲۱ لوسیا به طور پنهانی به شهر پورتو در پرتغال فرستاده شد. جایی که مدرسه اش توسط خواهران راهبه خواهر دوروتی اداره می شد. بعدها لوسیا قبل از اینکه یک راهبه کارملی شود، به گروه خواهران همین جماعت ربانی پیوست.

در دهم دسامبر ۱۹۲۵ میلادی لوسیا یک مرتبه دیگر یک تجلی در صومعه پونتودرا در اسپانیا مشاهده کرد. این بار مریم مقدس را به همراه عیسی مسیح در آغوشش ملاقات کرد.
مریم مقدس به لوسیا گفت: ” که به همه اعلام کند که او وعده همه فیض و برکات لازم برای نجات و رستگاری را به همه کسانی می دهد که در اولین یکشنبه در پنج ماه متوالی به گناهان خود اعتراف کنند مراسم آیین عشای ربانی را به جای آورند پنج دوره از تسبیح را ذکر گویند و برای پانزده دقیقه روی ذکر و تسبیح تمرکز و تفکر نمایند و همه اینها را به نیت تاوان گناهان انجام دهند.”
در ۲۵ ژانویه ۱۹۳۸ یک نور عجیبی آسمان اروپای شمالی را در بر گرفته بود. می توان آن را به صورت جلوه مشعشع ویژه ای توصیف کرد از نورهای طبیعی رنگارنگی که گاهی در شبانگاه مناطق شمالی را در بر می گیرد.
ولی خواهر لوسیا توضیح داد که این یک نور ناشناخته بوده است. همان نور ناشناخته ای که مریم مقدس در تجلی ماه جولای خود از آن یاد کرده بود. و معنی آن این بود که مجازات الهی نزدیک است. تنبیه الهی از طریق جنگ جهانی دوم بود، زیرا بازگشت و توبه به سوی پروردگار صورت نگرفته بود.
در این اثنا کلیسای رومن کاتولیک در مورد تجلیات فاطیما از سال ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۲ سکوت اختیار کرده بود، تا اینکه در ماه می ۱۹۲۲اسقف کرئیا یک نامه مسالمت آمیز با عنوان اینکه او در صدد است برای جریان فاطیما یک کمسیون تحقیقاتی برپا کند، منتشر کرد. و در سال ۱۹۳۰ نیز یک نامه مسالمت آمیز دیگر در مورد تجلیات فاطیما منتشر کرد که در آن بعد از بازگو کردن واقعه فاطیما، متن مختصر اما مفید و مهم زیر را در بر داشت:
بنابر رسیدگی های انجام شده که برای رعایت اختصار حذف می شود بدین وسیله نتیجه را  به اطلاع می رساند. خاضعانه به درگاه الهی دعا و طلب بخشایش داریم و خود را تحت حمایت باکره مقدس قرار می دهیم و نظر کشیش را در این باره می شنویم. طبق نظر مشاوران حوزه اسقفی بدین وسیله

صدق و درستی رویتها و تجلیات انجام شده به سه کودک چوپان در منطقه کوا دا ائیرا در منطقه فاطیما که مربوط به این حوزه اسقفی می باشد ما بین تواریخ ۱۳ می تا ۱۳ اکتبر ۱۹۱۷  تایید می گردد.

جواز آیین مذهبی بانوی فاطیمای ما صادر می گردد

 

قسمت اول این مقاله را از این لینک مشاهده فرمایید:

مریم مقدس بانوی شهر فاطیما قسمت ۱

 

منابع
A brief history of Fatima – Circle of prayer – Our Lady in Fatima.

فیلم مربوط به معجزات مریم مقدس در شهر فاطیما:

https://gloria.tv/video/L3xLeUujXXw

https://gloria.tv/?search=our+lady+of+fatima

 

گردآوری و ترجمه از متون اصلی توسط: راشین سایروس