رافاعل مقدس، فرشته اعظم کیست؟

رافاعل، فرشته اعظم کیست؟

روز عید رافاعل مقدس، مانند میکاییل مقدس است، یعنی در تاریخ میلادی در ۲۹ سپتامبر میباشد.

رافاعل مقدس یکی از هفت فرشته ی اعظم و مقرب است که در حضور تخت خداوند همواره حضور دارد. و یکی از سه فرشته ی اعظمی میباشد که نامش در کتاب مقدس درج شده است.

معنی اسم رافاعل یعنی = این خداست که شفا میدهد

این هویت و مشخصه ی شفا،  از یک داستان کتاب مقدسی که در کتاب آپوکریفا یاد شده در او مشخص شده . در کتاب توبیت یا توبیاس یاد شده است:

… کتاب توبیت یا توبیاس داستان یک اسرائیلی از قبیله نفتالی به نام توبیت را بیان میکند که در نینوا زندگی میکند. او توسط سارگون دوم پادشاه آشوریان در سال ۷۲۱ قبل از میلاد از سرزمین اسرائیل تبعید شده است. توبیت توسط پدربزرگ پدری خود بزرگ شده بود و به پرستش یهوه در معبد اورشلیم پایبند مانده بود و مانند بقیه مردم به پرستش گوساله طلایی در دان توسط یروبعام روی نیاورده بود.

saintraphaelthearchange
saintraphaelthearchange

در زمان تبعید او سعی داشت قوانین خاکسپاری یهودی را در مورد اسرائیلیهایی که کشته شده بودند اجرا کند. او در نینوا فردی را که در خیابان کشته شده بود دفن کرد. در آن شب او خوابیده بود تا اینکه مدفوع یک پرنده بر چشمانش افتاد و او را کور کرد. این مسئله باعث ایجاد دردسر در ازدواجش شد و او آرزوی مرگ کرد. در این زمان در سرزمین مادها زنی جوان به نام سارا نیز درخواست مرگ میکرد. او هفت شوهر قبلی خود را به خاطر یک شیطان به نام آسمودئوس از دست داده بود. آسمودئوس در هر هفت ازدواج قبلی او، قبل از اینکه ازدواج رسمی شود در شب عروسی شوهر او را میکشت.

خدا فرشته خود رافاعل را به صورت یک انسان فرستاد تا توبیت را آرام کند و سارا را از دست شیاطین نجات دهد. در ادامه داستان پسر توبیت به نام توبیاه یا توبیاس به سراغ پولی که پدرش قبلاً در سرزمین ماد گذاشته بود میرود. رافاعل خود را به صورت یک انسان در میاورد و در سفر همراه توبیاس میشود. تحت راهنمایی رافاعل، توبیاس به سرزمین مادها میرود.

در زمانی که توبیاس میخواست پای خود را در رود دجله بشورد یک ماهی به او حمله میکند و سعی میکند پای او را بخورد. به دستور رافاعل او ماهی را میگیرد و قلب و جگر و کیسه صفرای آن را در میاورد تا به دستور رافاعل به عنوان دارو از آن استفاده کند.

بعد از رسیدن به سرزمین مادها رافاعل به توبیاس میگوید که او با سارا ازدواج کند زیرا سارا دخترخاله او است. او به توبیاس میگوید که قلب و جگر ماهی را بسوزاند تا شیاطینی که شوهران سارا را میکشتند را دور کند. آندو ازدواج کردند و بوی قلب و جگر ماهی آسمودئوس را به مصر دور کرد و رافاعل او را زندانی کرد. پدر سارا که انتظار داشت توبیاس نیز مانند شوهران قبلی بمیرد برای او قبری تهیه کرده بود. صبح روز بعد از زنده ماندن توبیاس متعجب شده و برای او جشنی بسیار بزرگ ترتیب میدهد. توبیاس که به دلیل مسائل عروسی گرفتار میشود از رافاعل درخواست میکند که پول پدرش توبیت را به او بازگرداند. بعد از جشن عروسی، توبیاس و سارا به نینوا میروند و رافاعل به او میگوید که کیسه صفرای ماهی را برای بینا کردن پدرش استفاده کند و پدرش شفا پیدا میکند. در این زمان رافاعل به آنها میگوید که او یک فرشته بوده است و به بهشت بازمیگردد و توبیت خدا را ستایش میکند…

رافاعل باعث میشود که تمامی ارواح پلید سارا از او بیرون شوند و کاملا آزاد شود. او کمک میکند تا توبیت دوباره بتواند رویاهایش را بازسازی کند و به او اجازه میدهد که نور بهشت را ببیند و چیزهای بسیار نیکو را از این طریق در دعاهایش دریافت کند.

در عهد جدید فقط نام دو فرشته ی اعظم خداوند میکاییل و گابریل قید شده است ، ولی در انجیل یوحنا نوشته شده که در حوض بیت صیدا، جایی که بیماران بسیاری جمع شده بودند، آنها منتظر فرشته ی شفا بودند که بیاید و آب را به حرکت درآورد.. و اولین نفری که خود را به استخر می انداخت و در آب غوطه ور میشد، شفا پیدا میکرد.. یوحنا باب۵ آیات ۱ تا ۴ . به دلیل اینکه قدرت شفا در کتاب مقدس، اغلب به رافاعل برمیگشت، پس فرشته یی که در اینجا از او قید شده کسی نیست جز رافاعل مقدس فرشته ی اعظم.

مترجم: راشین سایروس