دعای واقعی

دعای واقعی

دعای واقعی چیزی جزعشق به خداوند نیست. دعا به کار بردن کلمات زیاد پرمحتوا نمیباشد؛ چرا که خداوند درونی ترین احساسات تو را قبل از بیانشان میداند. دعای واقعی از اعماق روح برمیآید. تو برای آنچه که واقعا میخواهی، دعا میکنی. اگر نمی بینی که در اعماق قلبت چه میخواهی، دعاهایت فریبکارانه است. تو میتوانی تمام روز را دعا کنی، اما اگر از ته دل و عمق وجود نباشد دعایی نکرده ای.

هنگامیکه عشق واقعی در قلب توست و خواست خداوند در درونت است، تو بی وقفه دعا میکنی. عشقی که در عمیق ترین نقطه روحت واقع است، پیوسته دعا میکند حتی وقتی که فکرت مشغول کار دیگریست. عشق، هر آنچه را که نیاز داری از خداوند طلب میکند و از او میخواهد که خلوصت را بالاتر از ضعف انسانیت در نظر بگیرد.

عشق خداوند در درون تو، حتی کوچکترین لغزشهایت را از بین برده و همانند آتشی ویرانگر وجود تو را پاک میکند. روح موجود در درون تو همه چیز را بر طبق خواست خداوند میخواهد. حتی زمانیکه مشغول اعمال دنیوی هستی در درونت مداوم آتشی سوزان وجود دارد. این آتش خاموش نشدنی دعای مخفی را در درونت زنده نگهمیدارد و همواره تو را به آن تشویق میکند که همانند چراغی است که همیشه در بارگاه خداوند در حال سوختن است.” من میخوابم اما قلبم بیدار است.”

دو مسئله تو را در دعا حفظ میکند؛ یکی اختصاص دادن وقت منظم  برای گذراندن با خدا و دوم برگشت به سوی خداوند در طول روز تا آنجاکه میسر است. از کسانیکه تو را از توجه به خدا منحرف میکنند و یا احساسات تو را بیش از حد تهییج میکنند دوری کن.

اولین میوه عشق خالصانه به خداوند؛ خواست جدی تو در انجام تمام چیزهایی است که معشوقت را خوشحال میکند. اگر کمتر از این انجام دهی معنایش دوست داشتن خود بیش از خداوند است. هر چه هزینه دارد بپرداز، بایستی مایل به انجام بی قید و شرط آنچه او میفرماید باشی.

قبل از اینکه برای تفریح بیرون بروی؛ چیزی را انجام بده که بایستی بکنی. کسانیکه به بهانه وقت بیشتر گذراندن با خدا، از وظایفشان شانه خالی میکنند؛ در واقع خود را گول میزنند. تو با بی مسئولیتی و آنوقت اسم آنرا، روحانیت نامیدن؛ به خداوند نزدیکتر نخواهی شد. اتحاد واقعی با خداوند انجام دستورات او علی رقم هر آنچه حس میکنی است.

اطمینان حاصل کن که وقتی را برای خداوند کنار بگذاری. کسانیکه دارای مقام و منصب و شغلی هستند، اغلب مشغول بوده و وسوسه میشوند که راز و نیاز با خداوند را تا آخرین لحظه به تأخیر بیاندازند. چه فکر کرده ای؟ در اینصورت هرگز وقتی را برای خداوند نخواهی داشت. با خودت محکم و قاطع باش. نگذار که سردرگمی هایت در طول روز مانع از گذراندن وقت با خداوند گردد. اگر چیزی قادر باشد که روح تو را عظمت بخشد و آزاد سازد، آن تسلیم بی قید و شرط به خداوند است. هیچ چیز نمیتواند فکرت را آرام، مسرور و راضی نگهدارد مگر آرامیدن همانند یکه بچه در آغوش خداوند.

مسیح از تو میخواهد که خواست خداوند را دنبال کرده و در زمان حال زندگی کنی. خداوند طرح شکنجه تو و یا گرفتار کردنت به شکلی که همیشه به عملکردت بنگری را، ندارد. حتی زمانیکه مشغله ها تورا از جستجوی خداوند باز میدارد، در آن لحظه نیز کار خداوند را در خود میتوانی ببینی. او را در همه چیز ببین.

با آزادی خالصی که خداوند به فرزندانش عطا کرده است همواره ساده، شاد و خوش بینانه صحبت کن. در جستجوی خطر نباش بلکه منتظر دلگرمی آرامی که خداوند حافظ و یاورتو خواهد بود؛ باش. حتی وظایفی را که خداوند بر گردنت نهاده، بایستی مرتبا با دعا و تسلیم باطنی به خداوند در برگرفته شوند. آنچه را که خداوند به تو داده است به او برگردان.  با صداقت با خداوند قدم بردار و به قدرت خودت فکر و یا تکیه نکن. اینکه مردم تو را تشویق کنند یا  ردت کنند- اینکه تو را بخواهند یا نخواهند- برایت مهم نباشد. مسیح میگوید

از من بیاموز که چقدر فروتنم و قلبی متواضع دارم، و تو آسوده خواهی شد. با وقار و فروتنی نزد خداوند بایست و تو آرامش و آسایش خداوند را در خواهی یافت.

برگرفته از نوشته های عارف و فیلسوف مسیحی، فنولون

گردآوری، راشین سایروس