افسردگی ۲

افسردگی (2)فصل تعطیلات برای عده زیادی از مردم، اوقات سختی است. از روی آمار، میزان خودکشی در طی این زمان بیشتر می‌شود. جرم و جنایت افزایش می‌یابد. مردم توقعات خود را بی‌جهت به قدری بالا می‌برند که بسیار نا امید می‌گردند.
به هر حال ما باید به خاطر داشته باشیم که این تعطیلات به طور کلی در چه مورد و به چه علت هستند. ما نباید روی یک رابطه قدیمی یا عشق از دست رفته خود انگشت بگذاریم. این معنای واقعی روز شکر‌گزاری نیست. ما باید رفتار و نگرش خود را اصلاح کنیم. روز شکر‌گزاری روزی است که باید از خداوند به خاطر همه چیز‌هایی که به ما داده تشکر کنیم. همه ما چیز‌های زیادی داریم که برایشان سپاس‌گزار باشیم. این روز، وقت آن نیست که به چیز‌هایی که هنوز برای ما اتفاق نیفتاده‌اند فکر کنیم. وقتی اجازه می‌دهیم که در افکارمان کوهی ساخته شود، سپس از کلمه خدا، که آن را تغییر می‌دهد هم بزرگ‌تر می‌گردد.

۱. قبل از هر چیز، مشکل را شناسایی کنید. افسردگی بیماری ناتوان کننده‌ای است که می‌تواند از احساسات نا‌درست یا عدم تعادل شیمیایی بدن حاصل شود. افسردگی مردم را در معرض ریسک بیشتری برای بیماری‌های قلبی یا حتی مرگ قرار می‌دهد. برای افرادی که علائم افسردگی دارند، احتمال بیشتری برای مرگ، بیماری قلبی، سکته، دیابت و فشار خون بالا وجود دارد. افسردگی سالیانه افراد بیشتری را نسبت به ایدز، مواد مخدر و سرطان تحت تأثیر قرار می‌دهد. این چیزی نیست که شما بتوانید از آن چشم‌پوشی کنید و بایستی به آن رسیدگی شود.

۲. علائم افسردگی. این علائم شامل احساس غم و نا‌راحتی، افزایش یا کاهش اشتها و افزایش یا کاهش وزن می‌باشد. گاهی اوقات مشکل از یک چیز جزئی به کمبود شدید تمرکز و یا عدم توانایی در تصمیم گیری می‌انجامد. هم‌چنین ممکن است فکر خود‌کشی و یا کاهش رغبت و علاقه عمومی به چیز‌هایی که فرد در قبل بدانها تمایل زیادی داشته است، به وجود بیاید. اغلب میزان انرژی فرد هم بسیار تحت تأثیر واقع می‌شود. گاهی اوقات برای این افراد، تلاش زیادی لازم است تا تمرکز کرده و بتوانند خوب فکر کنند تا به یک سؤال نرمال و معقول پاسخ دهند. و این بیماری غالباً با یک حس بیماری نیز همراه می‌باشد.

۳. ما باید اجازه دهیم تا خداوند به آن رسیدگی کند. درست وقتی که در وسط آزمایش افسردگی گرفتار می‌شوید، وسوسه‌ای به وجود می‌آید تا به هیچ چیز اهمیت ندهید. اول باید تصمیم بگیرید تا به آن رسیدگی کنید. بپذیرید که مشکلی دارید. ادامه زندگی در انکار، مشکل را دور نخواهد کرد. سفر ایمان ما هرگز نباید به عنوان بهانه‌ای برای انکار کردن نبرد‌ها پنداشته شود، بلکه در عوض باید با اقتدار نام عیسی بر ضد آن کوه‌ها واکنش نشان دهیم. این نیازمند نلاشی هدفمند می‌باشد. بدون توجه به اینکه چه احساسی دارید، می‌بایستا مراحل تغییر دادن آن را طی کنید. خواه این مشکل روحانی باشد، خواه فیزیکی یا شیمیایی، خداوند همیشه برای ما جواب دارد.

۴. در صورت امکان به یک سازمان مسیحی مراجعه کنید؛ سازمانی که خودش را در عیسی مسیح شناخته باشد و در قدرت روح خداوند پیش رود. شما به معجزه قدرت روح‌القدس در زندگیتان احتیاج دارید تا بتوانید بر روح غم‌زدگی، تسخیر و فشار افسردگی اقتدار بیابید. (لیکن چون روح‌القدس بر شما می‌آید، قوت خواهید یافت … اعمال ۱‌:۸). شما باید توسط یک شخص مسح شده که خدا را در تمام جلالش بشناسد و رابطه‌ای قدی داشته و بر اساس کلام خدا عمل کند، خدمت شوید تا شما را از این ارواح رهایی دهد. در واقع شما می‌بایستی روح‌القدس را بیابید تا قدرت روح در زندگی شما بیاید. از بزرگان کلیسا بخواهید تا برای شما دعا کنند. یعقوب ۵‌:۱۴-۱۵ را فراموش نکنید. مطمئن شوید که کسی که از او کمک می‌گیرید، مسح مخصوص این کار را داشته باشد و خوب شما را درک کند. اگر چنین کسی را ندارید، نومید نشوید، خودتان نزد خدا بروید. در آخر، این قضیه باید بین شما و خدا باشد. به یاد داشته باشید که سخت و مشکل به معنای غیر‌ممکن و نشدنی نیست.

۵. در زیر آن مسح و تدهین باقی بمانید (مسح حضور و ریخته شدن روح‌القدس بر شخصی خاص و برای انجام عملی خاص می‌باشد؛ همان‌گونه که در عهد عتیق عده‌ای به روغن به عنوان نشانی از روح‌القدس تدهین می‌شدند). تحت خدمت سازمانی باشید که مسح را داشته باشد. مسح یوغ دشمن را نابود خواهد ساخت (اشعیا۱۰‌:۲۷). مهم نیست که تمایلی به رفتن به کلیسا دارید یا نه، در هر صورت در آن سازمان بمانید.

۶. بپذیرید که شما از دیگران کمتر نیستید. افسردگی وسیله‌ای برای شیطان است که بسیاری از مسیحیان مرتباً با آن مواجه می‌شوند. نه، هیچ بایدی برای افسرده شدن وجود ندارد، اما مبتلا شدن هم بدان معنا نیست که ما مسیحیان خوبی نیستیم. (اول یوحنا ۴‌:۴) ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافته‌اید زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آن که در جهان است.

۷. افسردگی در وجود شما نیست، بلکه نبردی‌ست که می‌بایست آن را تحمل کرد و از آن گذشت. آن‌قدر با آن همسان و یکی نشوید که کاملاً آن را از شیطان بپذیرید. افسردگی جنگ شیطان بر ضدّ شما است. جنگ با هرچه که دارید و می‌دانید. یکی از حربه‌ها و حقه‌های شیطان ایجاد این فکر در شماست که از دیگران کمتر و بد‌تر هستید. اجازه دهید یک چیز را در اینجا مشخص کنیم: این شیطان است که از همه کمتر و پست‌تر می‌باشد. (امثال ۲۳‌:۷) زیرا چنان که در دل خود فکر می‌کند خود او هم‌چنان است. قبول کنید که احساس شما همیشه اینگونه باقی نخواهد ماند. این نیز می‌گذرد … .

۸. افکار خود را کنترل کنید. یکی از کلید‌های اولیه رسیدگی به بیماری افسردگی اینست که یاد بگیرید فکر‌های خود را کنترل کنید. در امثال ۲۳‌:۷، کلام راجع به فکر سخن می‌گوید. زیرا چنان که در دل خود فکر می‌کند خود او هم‌چنان است. به تفاوت آن توجه کنید. کلمه‌ای که باید به خاطر داشت «فکر می‌کند» است. منظور یک فکر در زمان گذشته نمی‌باشد. زمان فعل مضارع است (یعنی پیوسته و مدام روی می‌دهد). اگر شیطان بتواند شما را وادار کند تا به فکر کردن روی یک مسئله منفی ادامه دهید، آنگاه می‌تواند شما را به افسردگی کشانده و متقاعدتان کند که هرچه هست، همین گونه باقی خواهد ماند و تمامی ندارد.

۹. یاد بگیرید که میدان جنگ کجاست. این میدان نمی‌تواند یک انسان باشد، هر چقدر هم که شخص بد‌جنس باشد. این یک بیماری نیست، هر چقدر هم که شما احساس بیماری کنید؛ جنگ است.جنگی که درون فکر شما می‌باشد. نه، این روان‌تنی نیست. خیلی واقعی است و فقط در تصورات شما نمی‌باشد. کلید آن در دوم قرنتیان ۱۰‌:۳-۵ پیدا می‌شود.

۱۰. اینگونه نیست که شما یک بار و برای همیشه تصمیم‌گیری کنید و همه چیز همان‌طور بماند. نه متأسفانه، این یک تصمیم یکباره نیست بلکه مداوم و ادامه‌دار می‌باشد. تثنیه (۳۰‌:۱۹) امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد می‌آورم که حیات و موت و برکت و لعنت را پیش روی تو گذاشتم؛ پس حیات را بر‌گزین تا تو با ذریتت زنده بمانی. ما باید با هر فکری، بار‌ها و بار‌ها برای حیات تصمیم بگیریم.

۱۱. اینگونه نیست که یک روز از این کار مرخصی بگیرید. هر فکری که وارد ذهن ما می‌شود، می‌بایستی کنترل گردد. آیا این با اراده خداوند مطابقت دارد یا نه؟ (رومیان ۱۲‌:۲) و هم‌شکل این جهان مشوید بلکه به تازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید تا شما دریافت کنید که اراده نیکوی پسندیده کامل خدا چیست.

۱۲. سنگر‌های ذهنی ما زمانی شکل می‌گیرند که شما چیزی را به قدری باور دارید که قادر نیستید آن را به هیچ صورت دیگری تصویر نمایید. این سنگر ثابت می‌کنند که شیطان در افکار نا‌درست، مدام جای پای خود را محکم کرده است. مثلاً، «عمو سم آنقدر بد‌جنس است که حتی نمی‌تونم تصور کنم که نجات پیدا می‌کنه!» اگر ما اجازه بدهیم که این افکار در ما ادامه پیدا کنند، آنگاه چه شانسی خواهیم داشت که در ایمان قدم برداشته و نجات خدا را باور داشته باشیم؟ یا اگر شما نمی‌توانید خود را در هیچ صورتی به جز بیماری تصور کنید؟ این طریقه فکری شماست که آشکار شده و به وقوع می‌پیوندد.

۱۳. ما باید یاد بگیریم که چگونه در خداوند ایستادگی کنیم. هیچ محکومیتی برای آنانی که در روح خداوند قدم بر‌می‌دارند وجود ندارد. شما باید در روح خداوند قدم بر‌دارید و این کلید رستگاری در خداوند می‌باشد. یعنی هر فکر و عملی باید در روح‌القدس کاشته شود و نه در جسم.

۱۴. عادت جایگزین کردن افکار بد با افکار خوب را در خودتان به وجود بیاورید. کلید غلبه یافتن بر افکار بد، این است که فوراً و هر بار آن را با افکار درست جایگزین کنید. آن را با فکری که مطابق با اراده و طریقت خداوند است، جا به جا کنید.

۱۵. در نبرد خود از اسلحه کلام خدا استفاده کنید. مثلاً شیطان با این فکر که «تو نمی‌تونی هیچ وقت بر این مسئله غلبه پیدا کنی» به شما ضربه می‌زند؛ شما هم به سرعت با صدای بلند بگویید: «غلبه خواهم یافت؛ زیرا آن که در من است، بزرگ‌تر است از آن که در جهان است.» (اول یوحنا ۴‌:۴). عیسی اینگونه با شیطان جنگید: «مکتوب است …» (لوقا ۴‌:۱۰).

۱۶. کلید بعدی اینست که بدانیم چه زمانی باید دعای متحد کرد. ما بر روح‌های افسردگی اقتدار داریم. اما اگر شما در جنگی هستید که بیرون آمدن از آن مشکل است، آن‌گاه از شخصی تقاضا کنید تا با شما متحداً دعا کند. به یاد داشته باشید، شما در اتحاد قوی‌تر می‌شوید. (لاویان ۲۶‌:۸) «و پنج نفر از شما صد را تعاقب خواهند کرد، و صد از شما ده هزار را خواهند راند، و دشمنان شما پیش روی شما از شمشیر خواهند افتاد.» هر بار که شما دعا کرده و توبه می‌کنید، نور خداوند را یکبار دیگر درون خود قرار می‌دهید. شما سر‌انجام از تمام تاریکی‌های دشمن خارج خواهید شد.

۱۷. اجازه ندهید که افسردگی طولانی شود … . «اوه، وضع هیچ وقت بهتر نمی‌شه!». شما باید بر اساس کلام خدا عمل کنید. شما نباید تنها شنونده کلام، بلکه عمل‌کنندگان به آن باشید. از ابزار و اختیارات خود استفاده ببرید … در خداوند … بیایید از مشکل رها شویم.

۱۸. کلام خدا ما را آزاد می‌سازد. افسردگی اغلب یک مسئله جسمانی‌ست، نه روحانی. رهایی از هر کدام از این منابع، به راهی مشابه می‌انجامد. (مزمور ۱۰۷‌:۲۰) «کلام خود را رستاده، ایشان را شفا بخشید و ایشان را شفا بخشید و ایشان را از هلاکت‌های ایشان رهانید.». کاربرد دائمی کلام خداست که شما را آزاد می‌سازد.

۱۹. به انجام کار‌ای درست مشغول باشید. یک دهنده باشید، یک یاری رساننده و شخصی که خداوند بتواند برای چیزی که می‌خواهد، رویتان حساب کند. وقت خود را صرف دعا، کلام و پرستش خداوند کنید.

۲۰. هر روزه ذهن خود را با کلام خداوند بشویید و پاک کنید. (رومیان ۱۲‌:۲) «و هم‌شکل این جهان مشوید بلکه به تازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید تا شما دریافت کنید که اراده نیکوی پسندیده کامل خدا چیست.»
۲۱. هر روزه در روح دعا کنید. دعا کردن در روح، شخصیت روحانی شما را شکل خواهد داد. (یهودا ۲۰) «اما شما ای حبیبان، خود را ایمان اقدس خود بنا کرده و در روح‌القدس عبادت نموده».

۲۲. از قرار داشتن زیر مسح غافل نشوید. شرکت در مکان‌هایی برای معاشرت انسانی و اجتماعی نمی‌تواند به منزله پرستش با مسح خدا باشد. (جلسات دعا در مقابل یک باشگاه خیاطی!!! ) (عبرانیان ۱۰‌:۲۵) «و از با هم آمدن در جماعت غافل نشویم چنان که بعضی را عادت است، بلکه یکدیگر را نصیحت کنیم و زیاد‌تر به اندازه‌ای که می‌بینید که آن روز نزدیک می‌شود.».

۲۳. زمانی که یک نبرد شدید دارید، تنها نمانید. افسردگی این میل را در شما ایجاد می‌کند که مردم را ترک کنید و از آن‌ها دست بکشید. مهم نیست چه احساسی می‌کنید، اما این کار را انجام ندهید. برای خودتان احساس تأسف نکنید. به خودتان یاد‌آوری کنید که آدم‌های زیادی این مشکل را شدید‌تر از شما دارند. به ملاقات یک دوست یا داوطلب برای این کار بروید.

۲۴. لیستی از برکات خداوند در زندگی خود تهیه کنید؛ چیز‌هایی که قبلاً در زندگی شما آشکار شده‌اند. آن‌گاه لیستی از چیز‌هایی که هنوز آشکار نشده‌اند تهیه کنید. لیست منفی را دور بیندازید و روی لیست خوب تفکر کنید.

۲۵. این تصمیم را بگیرید که دیگر نمی‌خواهید به خاطر عشق از دست رفته‌تان غصه بخورید. تاریخی تنظیم کنید و تصمیم بگیرید که به اندازه کافی زمان هست. باور کنید که شما به عنوان بهترین شخصی که می‌توانست آن‌ها را بشناسد، زندگیشان را به یک یاد‌گاری برای خود تبدیل می‌کنید؛ نه شخص بد‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها. از فکر کردن برای همه چیز‌هایی که دلتان برایشان تنگ شده است، دست بر‌دارید. به چیز‌های خوبی که با وجود آن‌ عشق‌های از دست رفته ازشان برکت یافته‌اید فکر کنید.

                    ترجمه: پگاه