آزادی در خداوند

از نوشته ها و سخنان گهر بار فنولون عارف و فیلسوف مسیحی

به محض اینکه تشخیص میدهی که در حال انجام کار اشتباهی هستی، بایستی سعی کنی که از آن بپرهیزی. اما اگر اشتباه کردی و به هر صورت عمل خطا را انجام دادی، باید با جرات تمام خواری و حقارت ناشی از آن عمل را پذیرا باشی.

وقتی که عمل خطا را قبل از انجامش حس میکنی، بایستی در مقابل روح خداوند که به تو درباره خطر هشدار میدهد مقاومت نکنی. اگر به او بی توجهی کنی، او ساکت تر و ساکت تر میشود. اگر این مسیر اشتباه را همچنان ادامه دهی، دیگر هرگز ندای خداوند را نخواهی شنید.

ضعف وجودی انسان در مقایسه با زمانیکه با آگاهی خود را وادار به نشنیدن صدای روح القدس که در اعماق وجودت سخن میگوید،میکند؛ هیچ است.

اشتباهاتی را که تا بعد از انجام آنها، از آن بی خبر میمانی، با ناراحت شدن در موردشان؛ نمیتوانی ترمیم کنی. بر عکس، سکوت کن. بیقراریت در رابطه با آنها، همان غرور خرد شده ای است که ارتکاب گناه برایت میآورد.

این فروتنی نیست که در مقابل فروتنی مقاومت کنی. برای اشتباهاتت متاسف شو. از آنها توبه کن. برایشان دلیل تراشی نکن. اما بخاطر نقایصت خشمگین و مایوس نشو.

اغلب چیزهایی را که به خداوند میدهی، آن چیزی نیست که او از تو میخواهد. آنچه او از تو میخواهد چیزی است که تو از همه بیشتر آن را میخواهی.او اسحاق قلب تو را میخواهد. تنها فرزندت، عشقت. او از تو میخواهد که آنچه را که برایت عزیزترین است را تسلیم کنی. تا زمانیکه این کار را نکنی، آسوده نخواهی بود.

“چه کسی را میشناسی که در مقابل خداوند عظیم مقاومت کرده و در آرامش بسر برده باشد؟”

آیا میخواهی که خداوند به تو برکت بدهد؟ همه چیزت را تسلیم او کن و او با تو خواهد بود. چه بسیار تسلی، آزادی، قدرت و تکاملی خواهی داشت هنگامیکه دیگر هیچ خودپرستی بین تو و خداوند وجود  نداشته باشد.

هرگز از خودت مایوس نشو. آن زمانیکه متوجه اشتباهاتت میشوی زمانی نیست که بدکارترین انسانها هستی، تو واقعا گناهانت را نمی بینی مگر زمانیکه شفا می یابند.

 نه از خود تملق گویی کن و نه با خود بی حوصله باش. ترس و نومیدی، فروتنی نیست، بلکه ناامیدی از غرور جریحه دار شده توست. اشتباهاتت اگر تو را از اعتماد به نفس بیهوده تو نجات و شفا بخشند، میتواند مفید باشند. خداوند اجازه میدهد که ضعفهایت را احساس کنی تا شاید قدرتت را در او جستجو کنی.

هرگز علیه نوری که درون خود داری عمل نکن. خداوند را دنبال کن.

احساسات غرور آمیز

هرگاه  که در خود احساسات غرور آمیز میبینی و یا اینکه فکر میکنی از هر کس دیگری بیشتر میدانی و یا هیچ کس غیر از خود را دوست نداری، آنگاه بایستی همه این حالات را مانند سنگی به داخل آب پرتاب کنی.

خداوند را بجوی و هرکاری را متوقف کن تا اینکه آرام شده و دیگر بار خود را تسلیم خداوند کنی. اگر کارهای روزانه و ذهن بسیار فعالت این اجازه را به تو نمیدهند که در نزد خداوند آرام بگیری، باز هم برای آن تلاش کرده و از خودت بخواه که در نزد خداوند آرام بمانی. همینکه بخواهی در نزد خداوند آرام و ساکت باشی خود شیوه ای از عبادت است که تو را از خودخواهی هایت جدا کرده و در دستان خداوند انعطاف پذیر میکند.

هنگامیکه چند قدم به سوی خدا برمیداری، به خودت تبریک نگو. به محض اینکه به این دین میگروی، فکر میکنی که همه چیز را در رابطه با خدا میدانی. صفات بد بزرگت را ترک میکنی و آماده ای که در زمره ی مقدسان قرار بگیری.  و خودت را معمولا با زندگی گذشته ات مقایسه میکنی نه با معیارهای انجیل.

 دردراز مدت این شیوه، تو را به دردسر بیشتری می اندازد تا حدی که مرتکب گناهان جنجال بر انگیز میشوی. یک گناه آشکار وجدانت را عذاب میدهد، اما همینکه فکر میکنی خوب هستی در حالیکه نیستی، زندگی روحانیت را فرو نشانده و خفه میکند.

خدمت به خداوند صرفا برحذر بودن از کارهای بد نیست بلکه یاد گرفتن در مورد خوبیهاست. پس فکر نکن با دوست داشتن اندک خداوند کارت خاتمه یافته است.

نمیتوانی انتظار داشته باشی که زندگی را آنطور که باب میل توست بگذرانی و وقتیکه نیاز به کمک داری، بعنوان آخرین چاره و پناه بسوی خداوند بروی. آیا این عشق به خداوند است؟! من فکر میکنم که این بیشتر او را آزرده میکند.

اینکه فقط انجیل بخوانی، به کلیسا بروی و از گناهان کبیره بپرهیزی، همان عشق پرشور و تمام عیار به خداوند است؟! عشقی که دیگر به خود تعلق نداری بلکه به خداوندی. تو نمیتوانی انجیل را بر طبق ضعفهای خودت نرم و تعدیل و تفسیر کنی. وای بر کسیکه یک راه باریک را باز و گشاد کند.

تنها راه برای عشق به خداوند، عشق کامل به اوست. تو اجازه نده که هر چیز دیگری مثل احساسات، هوسهای دیگران و امیال سرکش ات بر تو حکومت کند.

 خود را در خداوند غرق کن و هر آنچه داری به او واگذار کن.

برگرفته از کتاب قلب جستجوگر ، نویسنده: فنولون فیلسوف و عارف مسیحی

گردآوری: راشین سایروس